قطعنامه سیاسی مصوبه کنگره  پانزدهم سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

 

در باره­ ی اوضاع سیاسی و وظایف ما

 

۱) جنبش رهایی­ بخش مردم ایران که در پی کودتای انتخاباتی جناح هارتر حاکمیت با مارش میلیونی مردم در خیابان­- ها، پرخروش و توفنده سر برآورد، ارکان نظام جمهوری اسلامی را به لرزه درآورده است، و انبوه مردم را در ابعاد گسترده وارد نبردی سرنوشت ساز علیه استبداد سیاسی و فلاکت اقتصادی هردم فزاینده کرده است.

 

        این جنبش غرورانگیز ریشه در ۳۰ سال سرکوب بی امان و وحشیانه ی ابتدایی­ ترین حقوق انسانی مردم و تعمیق گسل­ ها و شکاف های طبقاتی، جنسیتی، ملی و فرهنگی در حکومت اسلامی دارد. اعتراض مسالمت ­آمیز میلیون­ ها انسان معترض علیه کودتای انتخاباتی رژیم، هنگام که با سد سرکوب بی مهار حاکمان رودررو شد به سرعت به یک جنبش بزرگ فرارویید. و از شعار"رأی من کو" به شعارهای "مرگ بردیکتاتور"، "مرگ بر خامنه­ای"، "مرگ بر اصل ولایت فقیه" گذر کرد و آشکارتر از پیش کانون اصلی قدرت در رژیم اسلامی را هدف گرفت. این جنبش با گذر از مراحل چندی، در ۲۲ بهمن ۸۸ در مقابل بسیج و یورش سهمگین نیروی سرکوب رژیم، هر چند نتوانست چون گذشته در عرصه خیابان جلوه ­گر شود و مُهر خود را بر مراسم آن روز بکوبد؛ اما زان پس، در قالب حرکت­ های موضعی به حیات خود ادامه داده، به رغم سرکوب گسترده رژیم خاموش نشده است.

        جنبش مردمی با به کارگیری شکل ها و شیوه­ های گوناگون مبارزاتی، بر زمینه­ ی مشارکت فعال توده ها، امکان مداخله ی مستقیم آنان را در تعیین سرنوشت خود فراهم آورد؛ و در این مسیر، به درستی از اشکال متنوع سازمان­ یابی سود جسته است که نمی ­توان و نباید آن­ ها را نادیده گرفت.

 

۲) جنبش های اجتماعی در متن این مبارزه عمومی درخواست­ های خود را به انحای مختلف اعلام و در حد معینی در این گستره  نقش­آفرینی کرده­ اند.

        حرکت مستقل کارگران در اول ماه مه و ارائه منشور مطالباتی از جانب گروه هایی از فعالان کارگری که در آن درخواست های جاری هم راه با مطالبات کلان سیاسی و طبقاتی مطرح شده بود؛ اعتصاب غذای معلمان به مناسبت روز معلم؛ اعلام حمایت متقابل دانشجویان و کارگران از مبارزات یک­ دیگر، اعتصاب عمومی در کردستان در اعتراض به اعدام فرزاد کمانگر، شیرین علم هولی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان؛ اعتراض مردم آذربایجان به نابودی محیط زیستِ دریاچه ارومیه؛ مبارزات خانواده­ های زندانیان سیاسی و گسترش مقاومت زندانیان... در دوره اخیر نمونه­ های برجسته­ ی مبارزه پاره­ های مختلف مردم و جنبش های اجتماعی در یک سال گذشته بوده­ اند.

        وانگهی، جنبش مردم در یک­ سال گذشته در مصاف با رژیم اسلامی، اساسا از تاکتیک تظاهرات بزرگ خیابانی استفاده کرده است. این تظاهرات در مراحل آغازین و تکوین جنبش، نقش مؤثری در افشای رژیم و سلب مشروعیت از آن، تقویت اعتماد به نفس و خودباوری مردم ایفا کرده است. با این همه، رژیم اسلامی با تمرکز و بسیج نیروی سرکوب خود علیه مبارزات گسترده خیابانی توانسته است در شرایط کنونی کارآیی این شکل از مبارزه را  تا حد قابل ملاحظه ای محدود کند.

        در چنین شرایطی به میدان آمدن جنبش های مطالباتی با خواست های مستقل خود و به کارگیری شیوه­های متنوع مبارزاتی، آن اقدام تعیین کننده و راه ­گشایی است که جنبش رهایی­ بخش کنونی به آن نیاز دارد. در وضعیت کنونی، ما در مرحله ی تنگ­ تر کردن حلقه ی محاصره بر گِرد رژیم اسلامی، تعمیق مبارزات سیاسی جاری و به میدان آمدن جنبش های مطالباتی به ویژه جنبش کارگری، زنان، ملیت های تحت ستم علیه بی حقوقی و تبعیض، جنبش دانشجویی... قرار داریم. بی تردید گسترش پایه اجتماعی جنبش جاری مبرم­ ترین مسأله ی لحظه حاضر است.

۳) در جنبش عمومی جاری سه گفتمان اصلاح طلبی، لیبرالی و سوسیالیستی وجود دارند، که می­ توان در نگاهی گذرا موقعیت هر یک را ترسیم کرد.

 

        رهبران اصلاح­ طلب که تا مقطع راه پیمایی عاشورا با بخشی از خواست­ های مردم هم راهی می­ کردند، از شعارهای ساختارشکنانه جنبش خودجوش مردم دچار هراس شدند و با صدور بیانیه­ هایی تلاش کردند مبارزه مردم را به باتلاق حرکت در چارچوب قانون اساسی سوق دهند. "اجرای بی تنازل قانون اساسی" و"اتنخابات آزاد" در شرایط تداوم حاکمیت نظام کنونی جوهر پلاتفرم آنان را تشکیل می ­دهد. ما می­ بایست در همان حال که دستگاه ولایت را آماج اصلی حمله ی خود قرار می­دهیم، پلاتفرم اصلاح­طلبان و اتکای آنان بر راه­ کارهای قانونی را بی هیچ تزلزلی افشا کنیم.

        لیبرال­ها نیز هم­ چون اصلاح­ طلبان هراسان از مبارزات مردم با تأکید بر ضرورت رهبرتراشی برای جنبش، از رهبری موسوی و کروبی - مشروط به بازی گرفتن آن ها- حمایت کرده و از شعار "انتخابات آزاد" فعالانه دفاع می­کنند. شعار"انتخابات آزاد" اصلاح طلبان و لیبرال ها در شرایط حضور یک جنبش فعال ساختارشکن، معنای دیگری جز برگرداندن امواجِ  خروشان مبارزه مردم به پشت سد شکسته نظام ولایت فقیه ندارد. از این رو، ما می­ بایست در عین به چالش گرفتن گفتمان لیبرالی، که معطوف به بازسازی نظام سرمایه­ داری در ایران است، استراتژی مبارزه­ ی گام به گام آنان علیه رژیم اسلامی، یا به عبارت دیگر سایش تدریجی نظام حاکم، و راه­ کارهای ناشی از آن را افشا کنیم.  

        دراین میان گفتمان سوسیالیستی و ضد سرمایه ­داری علی ­رغم زمینه­ های اجتماعی طبقاتی وسیع در جامعه ی ما و بی اعتبار شدن سرمایه ­داری جهانی هنوز از موقعیت مناسبی نسبت به دو گفتمان دیگر برخوردار نیست. و این در شرایطی است که نظام جهانی سرمایه با گسترده­ ترین و ژرف­ ترین بحران­ اقتصادی رویاروست که از دهه ۳۰ قرن گذشته تاکنون بی ­سابقه بوده است. بحرانی که همه ارکان نظام مسلط را در نوردیده، با  تسری آن به بخش های تولید، خدمات و محیط زیست، اکنون به یک بحران عمومی و سیستمی فراروییده، و بی­اعتباری مناسبات سرمایه­ داری را بیش از هر هنگام نمایان کرده است. این بحران عظیم و تداوم آن، شرایط مساعدی را برای برآمد یک گفتمان سوسیالیستی استوار بر دموکراسی مشارکتی، اندیشه زیست­ محیطی و فمینیستی فراهم آورده است.

 

۴) وضعیت حکومت اسلامی هیچ­ گاه چنین متزلزل نبوده است. جنبش رهایی یک سال اخیر، شکاف های بی سابقه­ ای را در کانون اصلی قدرت حاکم به وجود آورده که اراده ­ی لازم و متناسب برای کنترل بحران را زائل و دست یابی به آن را نیز نامحتمل کرده است. در چنین شرایطی، حاکمان بیش از پیش امید خود را برای مهار و آرام کردن مبارزات مردم از دست داده­ اند. وانگهی، در متن بحران سیاسی جاری و افزایش فشارهای بین­المللی، اجرای "طرح هدف مند کردن یارانه­ ها" با آزاد سازی قیمت­ها در بازار بی مهار و افزایش سرسام­ آور تورم، می­ تواند زمینه ی بارورکردن مبارزات مردم را حتا به شکل انفجاری فراهم کند.

۵) برنامه اتمی و سیاست های منطقه­ ای حکومت اسلامی عامل تشدید تشنج در خاورمیانه است. در شرایطی که جنبش مردم ایران به دنبال سرکوب­ های شدید، درحال تجدید قوا و یافتن راه­ کارهای لازم برای تداوم مبارزه­ است، آمریکا و متحدانش سیاست تشدید تحریم های ایران را به اجرا گذاشته­ اند. گرچه آن ها ادعای هوش مندانه بودن سیاست تحریم­ ها را دارند و در ظاهر رژیم و سپاه پاسداران را هدف گرفته­اند، اما واقعیت آن است که این اقدام­ ها تر و خشک را با هم می سوزاند و هر جا لازم باشد "حقوق بشر" ادعایی آنان را قربانی می کند و اساسا در خدمت چانه­ زنی با جمهوری اسلامی قرار دارند. گسترش تحریم­ ها و زمینه­ سازی برای حمله نظامی، سبب میلیتاریزه کردن منطقه و در جهت هدف­ های استراتژیک قدرت های امپریالیستی است. ما هم­ چنان باید درعین مخالفتِ قاطع با هر اقدام فاجعه­ بار نظامی و اعمال تحریم­ های اقتصادی علیه ایران، که زندگی میلیون ­ها انسان را طاقت فرساتر می­کند، خواهان برچیدن برنامه هسته­ای حکومت اسلامی باشیم.

 

۶) برای سازمان ما که خود را جزیی از جنبش بزرگ و متنوع نیروی کار و زحمت می­ داند و برای خودرهانی و ساختن دنیای دیگر از همین امروز مبارزه می­ کند، و در شرایطی که گفتمان سوسیالیستی در جنبش عمومی از موقعیت درخوری برخوردار نیست، اهمیت مبارزه برای تقویت گفتمان سوسیالیستی و شکل­ گیری بلوک طبقاتی معطوف به سوسیالیسم روزافزون می­شود. ازاین­رو:

الف- برای پیش­ برد این مبارزه، هم کاری و هم راهی همه ی مبارزان ضد سرمایه­داری و مدافعان مبارزه برای سوسیالیسم از همین امروز، یک ضرورت حیاتی و غیرقابل چشم پوشی است و ما بیش از هر زمان دیگر برآن پای می فشریم.

ب- در مسیر این مبارزه، و برای سرنگون کردن حکومت اسلامی و دفاع از حقوق و آزادی های مردم، با همه ی نیروهای آزادی­ خواه هم ­راه و هم­ گام می ­شویم.

                                                 

   ۳۱ ژوئيه۲۰۱۰