تنها یک نکته در بارهء دو سند مربوط به اوضاع سیاسی و وظایف ما

من از آنجائی که بسیاری از بحث ها را لازم و کافی دیدم  تنها در مورد یک نکته در مورد این دو سند بسنده می کنم.

در پائین سند اول می خوانیم:

http://www.rahekaregar.com/congress/congress15/sanada.html

تجربه نشان داده است که شکل گیری اتحاد هواداران سوسیالیسم ، جدا ازبستر جنبش های اجتماعی ــ طبقاتی غیر ممکن است و در بهترین حالت به اتحاد ناپایدار چند فرقه تبدیل میشود. همکاری نیروها و گرایشات متنوع متعلق به گفتمان آزادی و سوسیالیسم بر بستر مبارزه واقعی جنبش های اجتماعی ، پذیرش تنوع و چند صدایی و تاکید بر اشتراکات و دیالوگ در زمینه اختلافات و از نظر سازمانی پرهیز از هژمونی طلبی و تاکید بر شیوه جنبشی و پرهیز از سلسله مراتب از لوازم تلاش در مسیر این اتحاد است.

در پائین سند دوم می خوانیم:

http://www.rahekaregar.com/congress/congress15/sanadb.pdf

سرنوشت تراژيک نسل ما نشان میدهد که بازسازی يک چپ کمونيست، راديکال، فمينيست و اکولوژيک اگر نگوييم ناممکن، کاری سخت دشوار به نظر میرسد. شايد اين رسالت از طريق نسل جوان چپ صورت تحقق یابد که در حال زايش و رويش اند. سازمان ما در قد و قامت خود بايد در اين راستا با روحيهی گشاده و باز از هر اقدامی استقبال کند که به باليدن چپ ترنم میبخشد، و با تمام قوا به آن ياری رساند.

 

من سند اول را که خواندم به اینئ نتیجه رسیدم که من جنبش و حرکت جنبشی را از اساس جور دیگری می فهمم. این نوع سازماندهی را  در حوزهء کار دموکراتیک خوب می فهمم و اصلا هم این نوع سازماندهی را برای سازمان سیاسی طبقهء کارگر سراسر ایران مناسب نمی بینم! بدتر اینکه این نوع سازماندهی نه تنها در ایران خطرناک و بسیار خطرناک؛ بویژه بلحاظ امنیتی؛ می دانم، بلکه ناکارآمدی این سیستم «جنبشی» غیر متمرکز را در زمینهء سیاسی را بطور روزمرّه تجربه می کنم. از نظر من سازماندهی غیر متمرکز جنبشی همانقدر که برای یشبرد کارهای دموکراتیک و بویژه دفاعی ما مثبت و ثمربخش است، برای پیشبرد یک کار سیاسی با منطق تهاجمی نا کارآمد و مضر است. بنظر من برخی مفاهیم این سند مثل «جنبش» در صورت تصویب خواهد رفت در کنار طرح های فوروم های دموکراتک و سوسیالیستی و غیره که هنوز ظاهر نشده در کنگره های دهم و یازدهم و دوازدهم، از برنامه خارج شدند. من خوشبختانه برای برخی، خود را در این سند نمی بینم و از اظهار جزئیات نظرم  در مورد آن هم خود داری می کنم تا یک جدل تکراری به جدل های لازم موجود اضافه نشود.

 

و اما متاسفانه از نظر برخی دیگر، به مثابه یک کمونيست، راديکال، فمينيست و اکولوژيک جوان؛ البته نه بلحاظ شناسنامه ای که مطالعاتی!؛ که عاشق کارهای دشوار هم هستم، خود را در خدمت کارهای مشکل از این قبیل که شما مطرح کرده اید می بینم و آرزو می کنم که این کار دشوار در دستور کار سازمان شما قرار گیرد تا بتوانیم پس از سال ها در کنار تشکیلاتی که رفیق حشمت محسنی  بلحاظ ساختاری آنرا در مقالهء چند نکته در باره سازمان یابی عمودی و افقی  

http://www.rahekaregar.com/congress/congress15/ofoghi.pdf

مهندسی کرده است، این کار دشوار را به پیش ببریم.

 

از پارادوکس های کار سیاسی همانا بس که این دست کوچکی که بسوی شما دراز می شود خود سبب شود تا برخی، تنها بخاطر جلوپیری از پیوستن افرادی همچون من به  سازمان کاربگران انقلابی ایران، به طرح اول رای دهند! این را دیگر کاری نمی شود کرد جز اینکه این کوشش دشوار که  سال هاست از طرف افراد و تشکل های دیگر نیز آغاز شده است، یکسال دیگراز همکاری بخش موسوم به کمیتهء مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران محروم بماند.

تا تشکیل سازمان سراسری سیاسی طبقهء کارگر ایران، برای سازمان های کمونیستی این میهن کنگره های سرشار از رفاقت و موفقیت آرزو می کنم. هادی میتروی،  یکم ماه اگوست دو هزار و ده                                                                 hadi.mitravi@yahoo.com