اوضاع سیاسی و وظایف ما

 

                                    

1 ـ جنبش رهایی بخش  مردم ایران که به دنبال کودتای انتخاباتی جناح هارتر حکومتی با مارش  میلیونی مردم در خیابان ها ،پرخروش و توفنده سر بر آورد ،ارکان نظام جمهوری اسلامی را به لرزه درآورده و انبوه مردم ما را در ابعاد گسترده وارد نبردی پر شکوه و سر نوشت ساز علیه استبداد سیاسی و  فلاکت اقتصادی  هر دم فزاینده کرده است.

 

2 ــ  این جنبش هرچند از مبارزه برای آزادی انتخابات آغاز شد ، اما خشم متراکم مردمی که ابن چنین شکوهمند پا به عرصه مبارزه گذاشتند ،ناشی از فشارهای همه جانبه سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی  بود که در اثر سلطه استبداد سیاسی ولایت فقیه و سلطه اقتصادی  سرمایه  بویژه در سالیان اخیربه مرز غیرقابل تحمل رسیده بود و در مقطع انتخابات از شکاف حاصله در میان جناح های حکومتی فوران کرد.

 

3 ــ بحران حاد کنونی در کشور ما در شرایط بین المللی خاصی صورت میگیرد که بحران اخیرجهانی  سرمایه داری که از سال 2008  با بحران بزرگ نظام مالی خود را نشان داد نه تنها مهار نشده بلکه نتایج  تزریق 5000 میلیارد دلار به بانکها  و نظام مالی جهانی توسط دولتهای بزرگ  سرمایه داری موجب  افزایش بدهیها در این کشورها شده و خطر ورشکستگی را بر فراز سر دولتهای  کشورهای اروپایی به پرواز درآورده است. در چنین وضعیتی است که دولت یونان به مرز ورشکستگی پرتاب می شود تا جائیکه  تنها با کمک همه جانبه دولتهای بزرگ سرمایه داری اروپا  خود را سرپا نگه داشته است و  خطرمشابه  حلقه های ضعیف دیگر نظیر پرتقال ، اسپانیا ، ایتالیا را نیز تهدید میکند.

 

 راه اصلی که دولتهای اروپایی برای مقابله با گسترش بحران برگزیده اند ، در پیش گرفتن ریاضت اقتصادی از طریق کاهش بودجه در زمینه آموزش ، بهداشت و تامین اجتماعی است . اتخاذ این سیاست ها سطح زندگی مردم رابیش از گذشته  کاهش میدهد ، بحران بیکاری را  تشدید کرده و بی ثباتی زندگی را گسترده میکند . این همه در شرایطی است که بحران مزمن  محیط زیست نیز به مرز فاجعه بار رسیده و آینده حیات در سیاره ما را به شدت زیر سئوال یرده است. آخرین کنفرانس محیط زیست  دولتهای سرمایه داری در دسامبر 2009 در کپنهاک نیز به هیچ راه حل مشخص و جدی برای مقابله با این بن بست حیاتی  دست پیدا نکرد. زیرا نظم سرمایه داری خود منشأ اصلی بحران است و تداوم آن حیات انسان را به طور جدی به مخاطره می اندازد.فاجعه زیست محیطی اخیر که با انفجار در یک چاه نفتی در زیر دریا در خلیج مکزیک و محدوده سواحل آمریکا رخ  داد نمونه تازه ای از ناسازگاری منافع سرمایه با حیات طبیعت و انسان است.

 

 تشدید پوسیدگی نظام سرمایه جهانی  به مبارزه  مردم دامن زده است.یونان و فرانسه در دوره اخیرشاهد مبارزه گسترده مردم علیه برنامه های دولتهایشان درمقابله با بحران کنونی بوده است. پیام اصلی این مبارزات را این شعار مردم بیان میکند که "هزینه بحران شما را ما نمی پردازیم ! " . همایش جنبش های اجتماعی برای محیط زیست نیز که در آوریل 2010 در بولیوی برگزار شد ،به صراحت اعلام کرد که برای نجات محیط زیست باید ساز و کار خود نظم سرمایه داری را به چالش کشید. به این ترتیب ماهیت دروغین ادعای جهان سرمایه داری که با فروپاشی شوروی و کشورهای بلوک شرق ، شکست آنها را نشانه حقانیت نظم سرمایه معرفی میکرد ، به طور عینی در برابر جهانیان آشکار شده و به  بی اعتباری نظام سرمایه داری دامن زده  است.

4 ــ  تقارن اعتلای جنبش مبارزاتی مردم ایران با بحران جهانی سرمایه ، شرایط مساعدی برای پر کردن شکاف مبارزه برای نان و آزادی ودر نتیجه  رشد و گسترش گفتمان آزادی و برابری یعنی گفتمان ضد سرمایه داری در کشور ما  فراهم کرده است .  گرچه هنوز گفتمان لیبرال ـ اسلامی  و گفتمان لیبرال-لائیک که  از حمایت های متنوع و از جمله  رسانه ای سرمایه جهانی نیز برخور دارند ، در عرصه سیاسی ،  دست بالا را دارند.  گفتمان لیبرال ـ اسلامی اصلاح طلبان با تکیه برشعار "آزادی" میخواهد راه همنوایی بیشتر با جهان سرمایه را هموار کند و با اصلاحات جزیی در نظام ضد دموکراتیک ولایت فقیه  مبارزه برای آزادی را سترون کرده و مبارزه برای نان وبرابری اجتماعی را از دستور خارج کند. گفتمان لیبرالی  هر چند که سقف مطالبه اش جمهوری لائیک سرمایه دارانه است ، اما در هراس از خیزش ضد سرمایه  مردم زحمتکش که زیر بار فلاکت سرمایه کمر خم کرده اند ، با درپیش گرفتن سیاست گام به گام در اصلاحات  با اصلاح طلبان اسلامی همراه میشود تا همراه با آنان بزعم خود جناح حاکم را وادار به عقب نشینی کند.

 

 دراین میان جناح حاکم و باندهای اصولگرا  با در اختیار داشتن درآمد بی سابقه  نفت و گاز ،به این دل خوش کرده بودند که با ارایه یارانه ها از گسترش خط فقر از حد قابل تحمل برای لایه های پائین جامعه جلوگیری کرده  و حمایت مردمی دست و پا کنند. اما آمار 10 میلیون نفر زیر خط   فقرمطلق  و 30 میلیون نفر زیر خط فقر نسبی  حاصل این دلخوشی بود . جناح حاکم با به نتیجه نرسیدن این تلاش به دلیل گسترش بحران اقتصادی و برعکس با عمیق شدن شکاف میان مردم و حاکمیت در همه عرصه ها و روبرو شدن با خطر فروپاشی، در ادامه گامهای قبلی در دوره رفسنجانی و خاتمی، برای  جلب حمایت سرمایه داری جهانی به "برنامه آزاد سازی کامل بازار" و  منطبق کردن هر چه بیشتر اقتصاد ایران با سرمایه جهانی روی آورده است. " هدف مندی یارانه ها" چیزی جز اجرای آزاد سازی بازار اقتصاد ایران و منطبق کردن قیمت ها با بازار جهانی به شیوه نئولیبرالی نیست. اگر باند حاکم همانطور که اعلام کرده این برنامه  را- که صرفنظرازنحوه اجرای آن دراصل مورد توافق همه جناحهای نظام بوده است- اجرا کند  بی تردید شرایط  برای خیزش  امواج تازه ای از مبارزه زحمتکشان و شورش های حاشیه نشینان شهرها آنهم در بطن یک جنبش گسترده انقلابی که در پی تجدید قواست بازهم بیشتر فراهم میشود.

 

5ــ  جنبش خودانگیخته مردم که با استفاده از سپر اصلاح طلبان و با شعار" رای من کو !"، از همان آغاز در حقیقت  در برابر اراده ولی فقیه که بنیان اصلی  حکومت اسلامی است  قد برافراشت ،در جریان حرکت وقتی با سرکوب وحشیانه ارگانهای نظامی تحت فرمان ولی فقیه روبرو شد، نه تنها متوقف نشد بلکه در دوره آغازین رشد خود به لحاظ گسترش پایه های شورش و طرح مستقیم شعار مرگ بر دیکتاتور و مر گ بر خامنه ای وولی فقیه ، انرژی نیرومند نهفته در درونش را بیش از پیش آشکار ساخت . نمایش قدرت مردم در روز عاشورا و آفریدن صحنه هایی که یاد آور روزهای قیام بود ،  اوج برآمدحرکت مردم در این دوره بود.  

 

6 ــ فراز مبارزه مردم در عاشورا ،  قطب حاکم  خامنه ای ، احمدی نژاد ، نهادهای سرکوب  را که از ارایه هر گونه امتیاز سیاسی و اقتصادی به مردم ناتوان بودند ، به این نتیجه رساند که بازهم دامنه سرکوب را افزایش  دهند و به  هر قیمت از تداوم مبارزات زنجیره ای خیابانی که به چند شهر  بزرگ کشور نیز  گسترش پیدا کرده بود  ممانعت کنند .  

 

 رهبران اصلاح طلب نیز که تا آنزمان  با اعتراضات مردم همراهی میکردند از شعارهای ساختار شکنانه جنبش خود جوش مردم دچار هراس شده  و تلاش کردند  با صدور بیانیه هائی مبارزه ساختار شکنانه مردم را به باتلاق مبارزه در چهارچوب قانون اساسی سوق دهند. اجرای بی تنازل قانون اساسی وانتخابات آزاد درشرایط تداوم حاکمیت نطام کنونی جوهر پلاتفرم آنان را تشکیل میدهد.

لیبرالها نیز همچون اصلاح طلبان هراسان از چهره انقلابی مبارزات مردم  با تاکید  بر ضرورت رهبر تراشی برای جنبش ، از رهبری موسوی و کروبی مشروط به بازی گرفتن آنها حمایت کرده  و از شعار "انتخابات آزاد"  فعالانه  دفاع می کنند.  شعار "انتخابات آزاد" اصلاح طلبان و لیبرالها در شرایط حضور یک جنبش فعال  ساختار شکن ، معنای دیگری جز برگرداندن امواج  خروشان مبارزه  انقلابی مردم  به پشت سد شکسته نظام ولایت فقیه ندارد .

 

7 ــدر سالگرد 22 بهمن ،آثار تحولات پس از عاشورا خود را نمایان ساخت .

از یکسو باند حاکم  با بسیج فوق العاده نیروهای سرکوب و اشغال نظامی خیابانها ،این آمادگی را به دست آورده بود که در توازن قوای کنونی  امکان تجمع گسترده مردم  را که ازجمله بااستفاده از مناسبت های خاص مورد تأیید حکومت صورت می گرفت،با بکار گرفتن بیرحمانه ابزارهای سرکوب محدود کند. و ازسوی دیگر اصلاح طلبان با هراس ازشعارهای  ساختار شکنانه مردم  و اتخاذ  تاکتیک انفعالی ویابازدارنده ،ناتوانی خود را درهمراهی با روند رادیکالیزه شدن نشان دادند . در نتیجه این صف آرایی ، تاکتیک تظاهرات خیابانی که تاکتیک اصلی جنبش را تشکیل میداد، در برابر شدت سرکوب  بطور موقت از تعرض و درخشش باز ماند . اما این وقفه  به معنای شکست جنبش انقلابی مردم نیست . بلکه بیانگر آنستکه  جنبش تنها با تقویت پایه های خود و اتکای بیش از پیش به حرکت مستقل  و اتخاذ تاکتیکهای مناسب میتواند  شرایط پیشروی را فراهم سازد. ضمن آنکه با استفاده ازاهرم فشارازپائین  برتضاد بالائی ها  دامن زده و سعی میکند تا آنجا که ممکن است مانع سازش آنها دربرابرجنبش  گردد.

 

8 ــ حرکت  مستقل کارگران در اول ماه مه  و ارایه منشور مطالباتی  ازجانب  گروه هایی از فعالان کارگری که در آن مطالبات جاری  همراه با مطالبات کلان سیاسی همچون لغو شکنجه و اعدام ، آزادی زندانیان سیاسی ، به چالش کشیدن کارِ مزدی  و سرمایه داری مطرح شده بود، اعلام اعتصاب غذای معلمان  به مناسبت روز معلم ،اعلام حمایت متقابل دانشجویان و کارگران از مبارزات همدیگر، اعتصاب عمومی در کردستان ایران به مناسبت اعتراض به اعدام فرزاد کمانگر و 4 نفر دیگر که همراه وی اعدام شدند ،  اعتراض مردم ارومیه  به نابودی این دریاچه وویرانی محیط زیست ، مبارزات خانواده های زندانیان سیاسی  و گسترش مقاومت زندانیان سیاسی در دوره اخیر وگسترش  جنبش خارج کشور، که حاکی ازروند تعمیق مبارزه ضداستبدادی-مطالباتی وپیوند آن با جنبش های اجتماعی است، راه کار تازه  پیشروی جنبش را نشان میدهد : این راه کار جاری شدن مبارزات  مطالباتی در اشکال متنوع و در جویبارهای گسترده  جنبش های اجتماعی گوناگون وبیان مشخص تروعینی تری ازمبارزات ضداستبدادی تعمیق شونده است.وجه دیگری ازاین روند خود را  درتدوین منشورها وطیف بندهای درون جنبش سبزولیبرال ها نشان می دهد. جوانان و زنان که در مبارزات خیابانی  نقش برجسته داشتند، در اشکال رو به رشد جنبش های اجتماعی نیز همچنان خواهند درخشید. آنان در صف مزد و حقوق بگیران،در صف بیکاران ، در صف زنان خانه دار، در صف دانشجویان ،در صف اقلیتهای ملی و مذهبی ،...حضور دارند و آگاهی و  نوآوری و رزمندگی  و برابری طلبی را در مبارزات متنوع اجتماعی بارور میکنند. این مبارزات با تاکید بر مطالبات جاری و استفاده از اشکال  متنوع  مبارزه میتواند پایه های جنبش را گسترده تر سازد و بخش های کمتر فعال مردم را نیز بتدریج به عرصه مبارزه کلان سیاسی بکشاند.همچنین  با توجه به رشد بحران اقتصادی جمهوری اسلامی و سیاست حذف یارانه ها و صعود قیمتها به سطح بازار جهانی ، در کنار رشد و گسترش مبارزه نیروی  عظیم کار ، شرایط  گسترش مبارزه زحمتکشان حاشیه شهرهای بزرگ نیز با توجه به تجارب سالیان گذشته به طور جدی فراهم میشود . در این چشم انداز ضرورت  پر کردن شکاف مبارزه برای نان و آزادی بیش از پیش برجسته میشود و شرایط مساعدتری برای فعالیت و  باروری گفتمان ضد سرمایه داری  مبتنی بر پیوند مبارزه برای  آزادی و برابری  در همه عرصه های زندگی  و رهایی انسان از سلطه " سرمایه " فراهم میشود. 

 

9 ــ گشایش عرصه های جدید مبارزه و گسترش هرچه بیشتر پایه های آن در میان لایه های گوناگون کارگران و زحمتکشان،  و بکار گرفتن تاکتیکهای متنوع نافرمانی مدنی-اجتماعی نه تنها نیروهای سرکوب رژیم را در محاصره نبردهای بیشمار و پراکنده قرار میدهد و اهرم های سرکوب حکومت را بتدریج از کار می اندازد،بلکه درسازمان یابی و پایه ریزی تشکلهای مستقل بخش های مختلف مردم که اهرم اصلی دفاع از آزادی و برابری  است نقش بسزایی دارد .همانطور که  در جنبش اخیردر عرصه  مبارزات خیابانی و اطلاع رسانی و تبلیغات  رسانه ای به نحو فعال از سازماندهی افقی - شبکه ای استفاده شد ، در جنبشهای متنوع و گسترده  مطالباتی نیز این نوع سازماندهی نه تنها از کارآیی موثری در شرایط سرکوب برخوردار است و مبارزات پراکنده و غیر متمرکز را گسترش و هدایت میکند ، بلکه مهمترازآن با تکیه بر مشارکت و دخالت فعال همه شرکت کنندگان در حرکتهای اجتماعی  در شکل دادن به هویت جمعی و پایه ریزی روش های مبارزه مبتنی بر دموکراسی مستقیم و مشارکتی و خودرهانی نقش راه گشا دارد. البته این به معنای نادیده گرفتن واقعیت تنوع در سازمان یابی ووجود اشکال دیگری از تشکل وسازمان یابی نیست.اما آنچه که شاخصه این نوع سازمان یابی است همانا تأکید برجوشش دائمی مداخله وتصمیم گیری توده های مردم وهمه فعالین جنبش وتقویت هماهنگی برپایه این جوشش است.علاوه براین  به میدان آمدن جنبش های متنوع اجتماعی ، جنبش زنان ،جوانان ،بخش های گسترده مزد و حقوق بگیران،ملیتها،اقلیتهای مذهبی ، دانشجویان ، دانش آموزان ، هنرمندان ، خانواده های زندانیان سیاسی ، ..... نه تنها پایه های جنبش مردم را تقویت میکند بلکه با تقویت همبستگی این جنبش های رنگارنگ در میدان عمل زمینه های تعرض گسترده تر آماده میشود.

 

10 ــ در شرایطی که جنبش مردم ایران به دنبال سرکوبهای شدید در حال تجدید  قوا و یافتن راه کارهای لازم برای تداوم مبارزه است ،آمریکا و متحدین اش سیاست تشدید تحریم ها ی ایران را در پیش گرفته اند. گرچه آنها  ادعای هوشمند بودن سیاست تحریم ها را دارند و در ظاهر رژیم و سپاه را هدف گرفته اند اما واقعیت آنستکه اقدامات آنان تر و خشک را با هم میسوزاند و هرجا لازم باشد "حقوق بشر" ادعایی آنان را هم قربانی میکند واساسا درخدمت چانه زنی با جمهوری اسلامی و موجب میلیتاریزه کردن منطقه و درجهت اهداف استراتژیک قدرت های بزرگ است. این سیاست به جناح غالب حکومت نیز میدان میدهد که با تشدید فضای امنیتی ــ نظامی ،ساختار قدرت را باز هم بیشتر میلیتاریزه کند و در شرایط تشدید فضای درگیری با آمریکا و متحدین اش ، میدان حرکت جنبش را تنگ تر سازد. در برابر جنبش انقلابی میتواند با تکیه بر فشارهای بین المللی مثبت  یعنی با تکیه بر نیروی خود و نیازهایش و جلب  حمایت جنبش های اجتماعی وتقویت همبستگی جهانی ، نهادها و تشکل های مترقی و مستقل  و مردمی این کشورها ، فشارهای مورد نظر خود در عرصه های گوناگون را  که به طور واقعی  معطوف به تضعیف رژیم  و تقویت جنبش و تقویت موازین واقعی دموکراسی و  حقوق بشر است ، اعمال نماید. چنین رویکردی درجهت تقویت گفتمان آزادی وبرابری و مقابله با دوقطبی کردن فضای داخلی وبین المللی است.   

 

11 ــ سازمان ما که خود را جزیی از جنبش بزرگ و متنوع نیروی  کار و زحمت میداند که برای خود رهانی و ساختن دنیای دیگر که در آن شکوفائی آزاد هر فرد شرط شکوفائی  آزاد همگان باشد، از همین امروز مبارزه میکند ، جنبش انقلابی جاری در ایران  را که تا همین جا دستاوردهای بزرگ و نازدودنی به بار آورده و با فریاد مرگ بر ولایت فقیه ، ستون نظام ولایت فقیه را به لرزه در آورده است، فرصتی  گرانبها  برای راه پیمایی به سوی خودحکومتی مردم و خارج کردن کنترل عرصه کارو تولید از کنترل سرمایه میداند.ما حضور فعال در جنبش های اجتماعی موجود را با دفاع از رنگارنگی و پلورالیسم این جنبش ها و پشتیبانی از خواستهای دموکراتیک،لائیک  و برابری طلبانه سیاسی،اجتماعی ، اقتصادی را که در بطن مبارزات کارگران ، زنان ، جوانان ، دانشجویان ، ملیتهای تحت ستم ،روشنفکران و هنرمندان وازطریق تعمیق مطالبات هم اکنون موجود، زائیده و پرورده میشود ، وظیفه تعطیل ناپذیر خود میدانیم .

 

12 ــ ما در این فرصت کم نظیر در تاریخ مبارزاتی کشورمان ، برآنیم که به اتفاق همه آنانی که علیه سرمایه داری و برای آزادی ورهائی سیاسی واقتصادی  و برای کمونیسم  مبارزه میکنند همراه شده و بر بستر جنبش واقعی مردم برای تقویت گفتمان ضد سرمایه داری و تقویت صفوف سوسیالیستی ، متحدانه  در مبارزه برای آزادی و رهایی شریک شویم .

 

تجربه نشان داده است که شکل گیری اتحاد هواداران سوسیالیسم ، جدا ازبستر  جنبش های اجتماعی ــ طبقاتی غیر ممکن است و در بهترین حالت  به اتحاد ناپایدار چند فرقه تبدیل میشود. همکاری نیروها و گرایشات متنوع متعلق به گفتمان آزادی و سوسیالیسم بر بستر مبارزه واقعی جنبش های اجتماعی ، پذیرش تنوع و چند صدایی  و تاکید بر اشتراکات و دیالوگ در زمینه اختلافات  و از نظر سازمانی پرهیز از هژمونی طلبی و  تاکید بر شیوه جنبشی و پرهیز از سلسله مراتب از لوازم تلاش در مسیر این اتحاد است.

 

                                         18 ژوئیه 2010