پیام سازمان راه کارگر در همدردی با زلزله زده گان استان کرمانشاه

درماندگی و بی کفایتی رژیم اسلامی را افشاء کنیم، همیاری مردمی را سازمان دهیم!

 

شامگاه یکشنبه ۲۱ آبان حدود ساعت یک ربع به ده شب، زمین لرزه ای به قدرت هفت و سه دهم  ریشتر سراسر استان کرمانشاه و بخشهایی از کردستان عراق را لرزاند و موجب خسارات فراوان شد. مرکز اصلی زلزله منطقه "ازگله" بوده و بیشترین خسارت و تلفات نیز در این منطقه و نیز مناطق سرپل ذهاب و قصرشیرین رخ داده است. این زمین لرزه شدید در کردستان عراق حدود ده کشته داشته، ولی در استان کرمانشاه حدود ۵۰۰ کشته و بیش از ۷ هزار مجروج به جای گذاشته است. حدود سی هزار ساختمان به کلی ویران شده اند و غیر از شهرهای سرپل ذهاب، قصرشیرین، ثلاث باباجانی و گیلان غرب حدود دو هزار روستا نیز دچار ویرانی شدید شده اند که هنوز پای هیچ امدادگری به هزار روستا نرسیده و احتمالا آمار کشته و مصدوم به مراتب بیشتر از رقم رسمی دولتی میباشد. بر خلاف زلزله سهمگین رودبار که حدود دوازده و نیم شب و موقع خواب رخ داد مردم استان کرمانشاه این شانس را داشتند که تعداد زیادی از آنها در موقع زلزله بیدار بودند و هم ساعاتی قبل از آن، به دلیل بروز یک پیش لرزه خفیف، هوشیار و منتظر یک زمین لرزه شدید بودند، وگرنه ابعاد فاجعه میتوانست همچون زلزله رودبار، بم و طبس بسیار هولناکتر باشد.

اما آنچه در جریان زلزله استان کرمانشاه بار دیگر توجه اذهان عمومی را به خود جلب نمود از یکطرف حجم بالای آوار شدنِ ساختمانهای مسکونی و عمومی و درماندگی و بی کفایتی رژیم در امداد رسانی فوری به مردم آسیب دیده و مدیریت این بحران "طبیعی" میباشد. از یکطرف وجود سرمای صفردرجه در هنگام شب سبب شده که دهها هزار نفر از ساکنان منطقه به دلیل خراب شدن منازل شان و عدم وجود پناهگاه ها و اماکن عمومی ایمن برای اسکان موقت، ناگزیر باشند به همراه خانواده در معابر  و خیابانها سپری کنند، آنهم در شرایطی که نهادهای درمانده و بی عرضه رژیم هنوز نتوانسته اند بسیاری از امکانات اولیه نظیر: چادر، پتو، آب آشامیدنی، غذا و دارو را فراهم کنند. این تازه وضعیت شهرهای آسیب دیده است وگرنه وضعیت در روستاهای دورافتاده و کوهستانی به مراتب بدتر و وخیم تر گزارش شده است. گفته می شود که خطر مرگ ناشی از سرمازده گی، اقشار آسیب پذیر را تهدید میکند. این همه نشان میدهد که علیرغم زلزله خیز بودن بسیاری از مناطق ایران، نهادهای رژیم نه امکانات و نه آمادگی و تحرک کافی برای امدادرسانی فوری و وسیع به مردم زلزله زده را ندارند و این بی کفایتی را بارها به اثبات رسانده اند. این رژیم مرتجع مذهبی همچنین به دلایل شرعی و نجس پنداشتنِ سگ، در استفده از سگهای آموزش دیده برای ردیابی و پیدا کردنِ مجروحین و اجساد، کارشکنی میکند. البته از رژیمی که ۱۴ سال بعد از زلزله مهیب بم هنوز بسیاری از خرابیهای آنرا آباد نکرده است و حتی با گذشت حدود سی سال از پایان جنگ ایران و عراق هنوز شاهد به جا ماندن خرابیهای جنگی خرمشهر هستیم، انتظاری بیش از این نمیتوان داشت. این رژیم ضدمردمی دهها میلیارد دلار صرف دخالتهای سیاسی و نظامی در لبنان و سوریه و عراق و یمن و ... میکند و گروههای شیعی وابسته به خود در خاورمیانه را پروار میکند اما حاضر نیست قدمی برای رهاندن تهیدستان شهر و روستا از زندگی حقارت بار بردارد. آنجا هم که در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد با بوق و کرنا پروژه مسکن مهر را برای خانه دار کردن محرومان راه می اندازد مشخص می شود که هیچ استاندارد انسانی و علمی را برای افزایش ایمنی این آپارتمانهای مسکونی رعایت نکرده است. کمااینکه در جریان زمین لرزه اخیر، بسیاری از آپارتمانهای پروژه مهر در سرپل ذهاب و مناطق دیگر فرو ریختند در حالیکه تنها چند سال از احداث آنها گذشته بود. بنابراین اگر زمین لرزه پدیده ای طبیعی و فعلا غیرقابل پیشگیری و پیش بینی است، تلفات انسانی و اقتصادی ناشی از آن کاملا به عملکردهای نهادهای حکومتی برمیگردد. تنها یک رژیم فاسد، غارتگر و ضدمردمی است که میتواند برای ساخت و ساز های غیر استاندارد و ناایمن، مجوز صادر کند و محرومان را وادار به اسکان در این آپارتمانها و منازل نماید. بنابراین اعتراض توده ای به بی کفایتی و درماندگی رژیم هم در زمینه امدادرسانی فوری و هم در بی توجهی به امر نظارت بر استانداردهای ساختمان سازی در ایران یک ضرورت مبرم محسوب می شود. ضمن اینکه به اهمیت همبستگی، همدردی و همیاری مستقل توده ای نباید بی توجه بود. دست به نقد بخشهایی از مردم و نهادهای غیردولتی این کمکهای اولیه را سازمان داده اند و به یاری زلزله زده گان شتافته اند، اما سپاه و دیگر نهادهای نظامی به بهانه حفظ امنیت، مانع از اقدامات مستقلی از این دست می شوند. اما ساکنان مناطق زلزله زده به کمکهای عاجل نیاز دارند و سازماندهی امدادرسانی مردمی – در حینِ تحت فشار قرار دادنِ نهادهای حکومتی- میتواند تا حدی رنج عظیم این مردمان را کاهش دهد. نمونه هایی از این نوع همیاری مستقل مردمی را ما در جریان زلزله بوئین زهرا در دوره رژیم سلطنتی و زلزله رودبار در دوره رژیم کنونی شاهد بودیم که میتواند هم عنصر همبستگی را در میان مردم تقویت کند و هم اقدامی باشد علیه بی کفایتی و بی عرضه گی نهادهای دولتی.

 

                                                     کمیته مرکزی سازمان راه کارگر                ۲۳ آبان ۱۳۹۶