خطاب به اعضاء سازمان

این نامه کاملا نظرات شخصی من است و ارتباطی به نظر دیگر امضا کنندگان نامه سرگشاده 32 نفره ندارد.

نامه سرگشاده 32 نفر از اعضای سازمان و اعتراض جمعی از اعضای تشکیلات به آن ,که اکنون اعتراض کنندگان تحت عنوان فراکسیونی گرد هم آمد ه اند, تشکیلات سازمان را در برزخی قرارداده است که یا بایستی تن به یک سازماندهی قانونی بدهد و یا راه قهقرای ملوک الطوایفی را بپیماید.

حقیقت این است که بخشی از اعضای سازمان ما به آنچه که پیش از این باور داشتند دیگر اعتقادی ندارند و اگر چه خود گاها در راس تصمیم گیری ها بودند امروز از زبان متحدین جدید خود مواضع قدیمی خود را شدیدا زیر سوال می برند. انتظار من حداقل این است که اگر کسی نظر جدیدی دارد حداقل بتواند آنرا علنا عنوان کند. تا پیش از کسب اکثریت یک نظر جدید, قاعدتا مواضع پیشین سازمان پابرجاست و ارگانهای تبلیغی سازمان موظف به تبلیغ آن هستند و نه حرکت بر خلاف آن.

من ابتکار تشکیل فراکسیون علنی توسط ر. روبن مارکاریان را به فال نیک میگیرم و امیدوارم که این فراکسیون همانگونه که اعضای آن اینجا و آنجا گاها درک جدیدی از سیاست ائتلافی, صدای سوم, سازماندهی تشکلات تود ه ای و حقوق بشر را عنوان نموده اند بتواند نظرات فراکسیونی خود را جمعبندی کرده تا بتوان به یک بحث علنی و سالم پرداخت. بر روی علنیت بحث تاکید دارم و امیدوارم اعضای سازمان بجای استفاده از اسامی نا آشنا با اسم مستعار شناخته شده خود و یا با اسم حقیقی خود وارد این مباحث علنی گردند و بجای تمرکز این گونه بحثها در سایت های دیگر, سایت سازمان را تبدیل به محلی برای تلاقی اندیشه کنیم. از بحث نهراسیم و بدانیم که اگر مردم ببینند که ما می اندیشیم هم از ما می آموزند و هم ما را جدی تر میگیرند.

بحث بر سر اختلافات خوب است, اما بهانه جویی های سبک و فیل هوا کردن ها در رابطه با آزادی انتخاب زوایای تاکتیکی در مبارزه, و بسط و تحریف آن به شنا در جهات مخالف یا از سر ناآگاهی در باره سازماندهی توده ای و استفاده از حداکثر توان توده ها در شرایط استبداد است, یا از سر کم آوردن و پیدا نکردن پاره سنگی که قرار است ازسرعصبانیت بسوی حریف پرتاب گردد. امیدوارم که مورد دوم صحت داشته باشد. اما برگردیدم بر سر کمی فاکت که در میان این هیاهو و در میان گرد و غبار از دیده ها پنهان گشته است.

اگر خواننده از تاریخ پیدایش بخش " دیدگاه" در سایت سازمان آگاهی نداشته باشد فکر می کند که ما از آغاز این ستون را در سایت سازمان داشتیه ایم. اگر وجود بخش دیدگاه در سایت نشانه سازمان داشتن و حذف آن "نه سازمان" است باید اعلام کنم که ما تا تابستان سال 2005 "نه سازمان" بودیم و مقالات اعضا آزادانه و با امضاء اعضا در سایت منعکس میشد.

چرا و چگونه ما ستون "دیدگاه" را به سایت افزودیم

من از پاییز 2001 تا تابستان 2005 مسئول سایت سازمان بودم و تا پائیز سال 2003 سایت را به تنهایی اداره میکردم و بعد ازآن سایت دارای کمیسیون شد.

تا تابستان 2003 من تمامی مقالاتی را که به سایت میرسیدند با امضاء نویسنده آنها در سایت درج میکردم. اگر نوشته ای به نظرم ناقص میرسید با نویسنده تماس میگرفتم و یا اگر در موردی آن را بیرون از باور "چپ به مفهموم وسیع آن" میافتم آنرا برای نظر دهی به کمیته مرکزی میفرستادم. از سال 2001 تا 2005 تنها 3 مقاله را برای تصمیم گیری به کمیته مرکزی فرستادم. در سایت همه مقالات را در بالا نمی آوردم. بلکه آنها را در بخش مقالات میگذاشتم و مطالبی که فکر میکردم جالب و به روز هستند را با تیتر بزرگ میکردم. از آنجا که من سالهای پیش از آن در ----  بودم و بنا بر کار و مشغولیت های دیگر از نزدیک با مناسبات تب آلود اعضاء سازمان با یکدیگر آگاه نبودم این کار خود را ادامه میدادم. تا آنجا که در کنگره سال 2003 با اعتراض یکی از اعضا روبرو شدم که چرا مقاله اش در سایت درج نگردیده و من گفتم که مقاله اش را به دلایلی (که جای بحث آن اینجا نیست) به کمیته مرکزی فرستادم و ....در جریان بحث رفیقی که آوردن نامش در اینجا فقط میتواند به انحراف بحث کمک کند به من پیشنهاد کرد بخشی در سایت بگذار به اسم "دیدگاه" و من دیدم ایده خوبی است. از آن زمان یعنی از تابستان 2003 بخش دیدگاه در سایت افتتاح شد. از آنجا که معیار گنجیده شدن مقالات در سایت گنجیده شدن مقالات در چارچوب چپ بمعنای وسیع آن بود تمامی مقالات اعضا در بخش مقالات می آمدند و ستون "دیدگاه" در عمل بدل به جایی شد که افکار جدید و جالب به آنجا میرفتند. و اگر مقاله رفیقی به آنجا میرفت دلیل آن نه حذف که درج اضافه در این بخش بود. از آنجا که من مقالات را ماهانه به بخش آرشیو می راندم و تیترها را هم عوض میکردم بسیاری از مقالاتی را که ارزشمند میدیدم نیز به دیدگاه منتقل میکردم که طولانی تر در صفحه اول بمانند. یعنی بعضی مقالات هم تیتر میشدند, هم در بخش مقالات بودند و هم چون "دیدگاهی" بود سعی میکردم آنرا به عنوان "دیدگاهی" که مهمتر از مقالات روزانه بود حفظ کنم. تا اینکه در سال 2005 یکی از اعضاء سازمان (که آوردن نامش کمکی به بحث نمی کند) به آوردن مقاله اش در "دیدگاه" در طی یک نامه عمومی و حتی بدون مراجعه به سایت اعتراض کرد, چرا که درکش از ستون "دیدگاه" همان درک ستون "دیدگاه" امروزی بود. اگر چه مقاله اش بدون لیبل دیدگاه هم تیتر شده بود و هم در بخش آرشیو مقالات بود نمی خواست مقاله اش در" دیدگاه" باشد. من مقاله را بی درنگ از دیدگاه برداشتم و بیش از پیش به این باور رسیدم که در میان ما پیش از آنکه مقررات و آئین نامه های سازمانی عمل کنند, پیش داوریها, رفاقتها, رقابتها, دوستی ها, دلخوریها و رنجیدگی های سالیان پیشین عمل و حکم میکند. نمی خواهم وارد بحث مسائل آن سالها بشوم که بسیاری میدانند چه بود اما میخواهم بگویم از همان روزها من فضای بسیار ناسالم و مسموم را احساس کردم. اگر کسی میخواهد بداند که جریان چه بود باید بگویم جریان به شکلی شبیه امروز بود, جالب است نه؟ امیدوارم نیازی به ذکر جزئیات نباشد. فکر میکنم تکرار نامه هایی که رد و بدل شد و دلایل آن شاید امروز ضرورتی نداشته باشد. امیدوارم حداقل از من نپرسید که "متهمان کیانند"؟ تمامی آن نامه ها بایستی در آرشیو دبیرخانه موجود باشند.

تنها بایستی بگویم که متاسفم که با ایجاد ستون "دیدگاه" در سایت به بروز پدیده سانسور و ممیزی در سازمان کمک کرده ام.

البته مفهوم و تاریخچه "دیدگاه" تنها مربوط به سایت نیست و مربوط به نشریه هم هست که رفقای دست اندر آن میتوانند شرح دهند و یا میتوان به آرشیو نشریه در سایت سازمان مراجعه نمود. توضیح من فقط در رابطه با سایت است.

ستون "دیدگاه" را نبایستی مقدس نمود و حذف آنرا مساوی با "نه سازمان" بودن دانست. اگر چنین کنیم پس باید بگوییم تا سال 2003 "نه سازمان" بودیم و حتی تا سال 2005 هم "نه سازمان" بودیم چرا که آن ستون "دیدگاه" ستون "دیدگاه" کنونی نبود.

مشخصات یک سازمان و حزب کارگری را در جهان هیچکس تا کنون به داشتن و یا نداشتن ستون" دیدگاه" مربوط ندانسته است (بود).

"نه سازمان" یعنی سازمانی که مقررات ندارد. پیش از این که بر سر مقوله ای بحث کنیم باید ببینیم آیا درک مشترکی از مفاهیم داریم یا نه.

آیا بایستی کنترلی در درج مقالات داشت؟

جواب مثبت است. یعنی "هر مطلبی" را که به سایت فرستاده میشود را نباید در سایت زد و یا اگر باید مطلبی را درج کرد باید دید چگونه. اما معیار چیست؟ گره کار اینجاست. درج مطالب در سایت اگر "در چارچوب وسیع چپ بگنجد"؟ یا بایستی مقالات با درک گرداننده سایت در رابطه با یک تصمیم در یک کنگره ای همخوانی داشته باشند؟ این گره تنها و تنها میتواند از سوی کمیته مرکزی و یا توسط کنگره باز شود.

مسئله خیلی ساده است: کمیسیون کنونی سایت معتقد است که اگر اکثریت کمیسیون موردی را بیرون از مواضع سازمان ببینند باید مهر "دیدگاه" بر آن بکوبند و آنرا در بخش مقالات نیاورند.

جواب من این است: هر تصمیم سردبیر سایت و یا اکثریت کمیسیون سایت اگر با مخالفت یک عضو و یا اعضاء روربرو گردد بایستی به کمیته مرکزی فرستاده شود. کمیته مرکزی تنها ارگان منتخب سازمان است و کمیسیون سایت و ک. ت.ت ارگانهای غیر منتخبی هستند که توسط کمیته مرکزی ماموریت اداره روزانه سایت و تبلیغات شده اند. حل و فصل اینگونه درگیری های موردی از سوی کمیته مرکزی این ارجحیت را دارد که این اگان حداقل توسط اکثریت اعضای سازمان برگزیده شده است و در صورت خطا اعضا می توانند ترکیب ک.م را در انتخابات بعدی عوض کنند. یکی دیگر از مشکلات ما این است که ما هیچگاه اعضای کمیته مرکزی را بر حسب پلاتفرمی که در کنگره رای آورده انتخاب نکرده ایم و چه بسا پس از به تصویب رسیدن سندی مخالفان سند و یا کسانی که آنچنان پر شور از نظرات جدید حمایت نکرده بودند را برای ک.م انتخاب کرد ه ایم, گویا انتخابات ک.م از آخرین و غیر مهم ترین انتخابات است. انتخابات ک.م معمولا در کنگره با سلام و تعارف سر هم بندی میشود و وقتی همه بیرون می آیند آنوقت است که شاهد جنجالیم و نامه پراکنی و هیئت های حل اختلاف. چرا اکثریت این سازمان تعارف را کنار نمی گذارد؟ انتخابات مرکزیت یک "سازمان" بر پایه اعتماد عمومی و پلاتفرم است و نه سلام و تعارف و رفاقتهای دیرینه.

اگر انتخابت ک.م اصولی و از روی نگاه به اهداف و پلاتفرم باشد. آنگاه دید اکثریت ک.م همان دید اکثریت سازمان است و آنگاه هم ارگانهای سازمان می دانند که چه کنند و هم اقلیت می داند که اقلیت است و این سر درگمی کمتر است. وضع کنونی نشانه دیگری از "نه سازمان" است.

رفقای مدافع ارگانهای غیر منتخب وقتی از نظر اکثریت و اقلیت سخن میگویند استناد به "اکثریت" در کمیسیون سایت و یا اکثریت در ک.ت.ت میکنند و فراموش میکنند که آنها در رابطه با ارگانهایی صحبت می کنند که اکثریت و اقلیت آن تنها برای خود آن ارگان قانونیت دارد و نه برای بیرون از آن. چرا که این ارگانها غیر منتخب هستند و اکثریت و اقلیت آن بمعنای اقلیت و اکثریت در سازمان نیست.

وجود مراکز تصمیم گیرنده غیر منتخب و اجرای تصمیمات برگشت ناپذیر آنها باعث تنش شدید در سازمان گردیده است. باید به این مسئله پرداخت و آنرا حل کرد.

اول بیاییم ببینیم آیا بر سر دمکراسی اداری توافق داریم؟

ارگانهای منتخب و ارگانهای غیر منتخب

به لحاظ حقوقی و عرف رایج:

یک. ارگانهای غیر خصوصی و غیر منتخب حق اجرای تصمیمات خود را ندارند مگر آنکه ارگانی منتخب به آنها چک سفید داده باشد یا تصمیمات آن ارگان غیر منتخب را تائید کرده باشد.

دوم.اعضاء یک گروه غیر منتخب تا حد امکان توسط یک ارگان منتخب برگزیده میشوند و در صورتی که یک ارگان منتخب نتواند تمامی اعضای یک گروه غیر منتخب را انتخاب کند, پروسه انتخاب بقیه اعضای یک گروه غیر منتخب وسیعا به عموم اطلاع داده میشود تا همه حق برابر در کاندیداتوری داشته باشند.

سوم.ارگانهای غیر منتخب در اجرای جزئیات یک تصمیم, اجرای فنی یک تصمیم و یا اجرایی که به نظارت و حضور دائم نیاز دارند از ارگانهای منتخب چک سفید می گیرند. ولی همزمان خود ارگان منتخب به اقدامات یک ارگان غیر منتخب و یا شکایات از این ارگان رسیدگی می کند.

چهارم. ارگانهای غیر منتخب در گزارشهای دوره ای به ارگان منتخب گزارش داده و پرونده اجرائی و مالی دوره قبل آنان بسته شده و دور جدید فعالیت این نهادها با اهداف تدقیق شده دوباره شروع میشود.

پنجم: مسئولیت تمامی اقدامات ارگانهای غیر منتخب بر عهده نزدیکترین ارگان منتخب به آن است.

امیدوارم که در چارچوب این عرف رایج حقوقی تفاهم داشته باشیم. اگر چنین است کدام یک از این موارد را رعایت کرده ایم؟

کمیسیون سایت و کمیته تبلیغ و ترویج بمثابه ارگانهای غیر منتخب و عملکرد کمیته مرکزی

زمان و دوره مسئولیت اعضای کمیسیون سایت و کمیته تبلیغ و ترویج چه زمان آغاز میشود و چه زمانی به پایان میرسد؟ آیا تمامی کرسی های این کمیسیون ها پس از پایان یک دوره قابل جایگزینی است؟ یا فقط کرسی رفقای مستعفی بایستی پر شود؟ انتخاب اعضای جدید این نهادها چگونه صورت میگیرد؟ آیا از تمامی اعضای سازمان خواسته میشود که خود را کاندید کنند؟ چه کسی به شکایت از این ارگانها رسیدگی می کند؟ خود این ارگانها؟

متاسفانه رفقایی که درست و یا نادرست با ارگانهای غیر منتخب بر سر امری اختلاف دارند باز از خود این ارگانهای غیر منتخب به خود ارگانهای غیر منتخب شکایت میبرند و سپس مسئولین خود این ارگانهای غیر منتخب به دفاع از خود میپردازند و در این میان کمیته مرکزی ما که تنها ارگانهای منتخب در تشکیلات است تنها به تماشا می نشیند.

این اسمش "نه سازمان" است. "نه سازمان" است که ارگانهای غیر منتخب خودشان بدون اعلام به اعضاء و بدون مشخص کردن موازین عضو میگیرند, انتخاب میکنند, اجرا میکنند و مدت مسئولیتشان نیز پایانی ندارد. این یعنی" قدرت در سایه" که حتی در لیبرال ترین حکومتهای بورژوایی هم قابل تحمل نیست. نمی خواهم فعلا به جزئیات و اجزای این گزینش ها بپردازم چرا که فکر نمی کنم که امروز به بحث ما کمکی کند, اما در صورت لزوم حتما مفصلا به آن خواهم پرداخت. امروز تنها تمرکزم فقط روی مسئله حقوقی است.

در جواب به اعتراض تعداد زیادی از اعضای سازمان, اعضای کمیسیون سایت و کمیته تبلیغ و ترویج که سالها است بر این کرسی ها تکیه زده اند شروع به نامه پراکنی می کنند که "متهم کیست؟" و میگویند که امضا کنندگان نامه سرگشاده 32 نفری میخواهند انشعاب کنند. بعد جلسه می گذارند و تصویب می کنند که اگر کمیته مرکزی هم جلسه بگذارد برای رسیدگی به این امر نخواهند آمد. اسم این کار چیست؟ آیا این قدرت در سایه نیست؟ باز می پرسید اعضای این "قدرت سایه" چه کسانی هستند؟

"نه سازمان" پایه در استبداد, کیش شخصیت, بی اعتنایی به حقوق اعضاء, برابر ندانستن حقوق اعضاء, بی قانونی, رواج روابط بجای ضوابط, تلاش برای ایجاد هرج و مرج و آتش افروزی دارد. در یک "نه سازمان" تنها گروه محدودی تصمیم می گیرند و توقع از بقیه این است که پیروی کنند. گردانندگان "نه سازمان" حاضر به پاسخگویی به هیچ ارگانی نیستند.

اما یک سازمان اساسنامه؛ برنامه و تشکیلات دارد . اعضا و نهادها؛ کمیسیونها و کمیته هایی دارد که مقید قوانین سازمانی هستند. در یک سازمان اگر ارگانی یا فردی نتواند مسئولیت خود را بدرستی انجام دهد, به آن رای عدم اعتماد می دهند, آنرا بازخواست و جایگزین میکنند. در یک سازمان دوره یک مسئولیت, حوزه وظایف و اختیارات ارگانها روشن است.

ما کدام هستیم؟ سازمان یا "نه سازمان"؟ شک نکنید که "نه سازمان" هستیم. "نه سازمان-ی " از جنس بسیار نادر آن در جهان, جایی که اعضای دائمی و غیر منتخب ارگانهای غیر منتخب آن در مقابل اعتراض اعضاء نه تنها احساس گزارش دهی, توضیح و یا قصد استعفا ندارند که هیچ, خود دست به مبیلیزه کردن هواداران خود در تشکیلات میزنند, فراکسیون درست می کنند و تصویب میکنند که به نشستی که کمیته مرکزی هم بگذارد نمی آیند.

حمید موسوی 27 آوریل 2009