آنان که در تقلای به صف کردن کارگران پشت سر نهادهای ضد کارگری هستند

جوانمیر مرادی

پس از سالیان متمادی از مبارزه رو در رو، همه جانبه و بی تقلیل کارگران ایران با کارفرمایان و رو شدن نقش و وظایف همه نهادها و ارگانهای حمایت کننده از منافع کارفرمایان و در این میان،بخصوص نقش چشم و گوش ایفا کردن (شوراهای اسلامی کار، خانه کارگر، کانون عالی انجمن های صنفی کار و مجمع عالی نمایندگان)برای کارفرمایان و نهادهای امنیتی که علاوه بر آن در سرکوب کارگران همراه با ارگانهای انتظامی، امنیتی  بوده اند، هنوز کسان و جریاناتی هستند که تلاش می کنندبا وارونه گوئی خصوصیات کارگری به این نهادهای ضد کارگری بدهند و ازعوامل آنها چهره های مدافع حقوق و منافع کارگر بسازند.

در حالی که صدای بیزاری کارگران از این نهادهای ضد کارگری و عواملشان به خاطر نزدیک به چهار دهه فعالیت های ضد کارگری، از جاسوسی و معرفی فعالین کارگری به ارگان های امنیتی گرفته تا شرکت در سرکوب اعتراضات کارگری و به عنوان یکی از پایه های ثابت و مؤثر در شورای عالی کار برای مقابله با خواست افزایش دستمزد کارگران انجام وظیفه نموده و حداقل دستمزدهای چنیدن بار زیر خط فقر را بر کارگران تحمیل کرده اند و همچنین نسبت به همسوئی سران این نهادها در کمیسیون اجتماعی مجلس که قصد داشتند لایحه اصلاح قانون کار را در سکوت به تصویب برسانند بلند است، میزگردها، سمینارها و سخنرانی ها به مناسبت های مختلف مانند دستمزد، لایحه اصلاح قانون کار و غیره در هر جا که ممکن باشد، بویژه در دانشگاه ها برگزار می کنند تا برخی اساتید و کارشناسان، هر چند اندک هم باشد از میزان این بیزاری کارگران بکاهند.

هنوز باوجود اینکه کاربرد واژه ای مثل ضد کارگری خطاب به شوراهای اسلامی کار، خانه کارگر، کانون عالی انجمن های صنفی و مجمع عالی نمایندگان، در ادبیات اعتراضی کارگران ایران عمومی شده است، کسانی آگاهانه با ژست مدافع حقوق کارگر، از بیان چنین واژه ای پرهیز دارند و با بکار بردن پسوند رسمی (تشکل های رسمی کارگری) در صدد هستند تا تفاوت آنها با تشکل های واقعی کارگران را به رسمی و غیر رسمی خلاصه و تعریف کنند و مهمتر اینکه خیر خواهانه از کارگران می خواهند برای تحقق خواسته هایشان به این نهادها دخیل بندند.

نمونه ای از این خیرخواهی، سخنرانی یکی از اساتید دانشگاه، در نشست تخصصی بررسی  اصلاح قانون کار از منظر حقوق عمومی و اقتصاد سیاسی در تاریخ ۱۷ بهمن ۹۵ است. اگر چه صحبت بقیه سخنرانانی که با پز همسوئی با کارگران صحبت کرده اند از همین جنس بوده اما صحبت های ایشان از آن جهت حائز اهمیت است که ظاهرا سعی می کند خود را بیشتر به کارگران نزدیک بنمایاند.این استاد که در همسوئی با کارگران، خواهان بازپس گیری لایحه اصلاح قانون کار از سوی دولت است، اما حاضر نیست ضد کارگری بودن قانون کار را بپذیرد. ضد کارگری بودن آن را تا حد غیر قابل قبول بودن تلطیف داده و توصیه می کند که قانون کار را به طور کلی رنگ سیاه نزنیم!

سپس توانائی نهادهای ضد کارگری  برای بازپس گیری لایحه اصلاح قانون کار را به رخ می کشاند و تقاضایش از سران نهادها و ضرورت پیروی کردن کارگران از آن نهادها را اینگونه بیان می کند: به معدود کسانی که امکان قانونی دارند برای ایجاد حداقل هائی از مقاومت در این جامعه عمیقا سیاست زدائی شده، باید گفت که لابی کردن درتالارهای قدرت، در مجلس، در دولت، در اینجا و در آنجا، ممکنه در بهترین حالت که فقط تخیلی است، شدت ضایعه ای که لایحه دارد را کم کند، ولی ضایعه را از بین نمی برد.باید نیروی مادی بیرون از تالارهای قدرت،در مقابل این لایحه بایستد. در شرایط کنونی، تنها کسانی که حداقلی از قدرت را برای این کار دارند تشکل های به رسمیت شناخته شده هستند. مطالبه از تشکل های به رسمیت شناخته شده، نه ازاعضاء لایه های...بلکه از ستادهای فرماندهیشان ، این مطالبه ای است که نیروهای کار باید وسط بگذارند و زیر چتر فضائی که آنها فراهم می کنند ، حداقلی از مانور را نیروهای کار، همین میزان از فعالین کارگری که وجود دارند، پدید بیاورند.

کسی مانند این استاد دانشگاه، یقینا از روی عادت به این نهادها که سابقه طولانی ده ها ساله در ضدیت با منافع کارگران دارند نمی گوید تشکل های به رسمیت شناخته شده. چنین رویکردی، به قصد پنهان نمودن آن سابقه طولانی از اقدامات ضد کارگری نهادهای مذکور است و این واقعیت، در سخنرانیش که می گوید این نهادها و مخصوصا به قول خودش افراد در ستاد فرماندهی آنهاتنها کسانی هستند که حداقلی از قدرت را برای مقابله با لایحه و ایجاد فضا برای مانور نیروهای کار و فعالین کارگری دارند و از کارگران می خواهد که مطالبه خود را از این به اصطلاح تشکل های به رسمیت شناخته شده بخواهند،  آشکار است.

اما پاسخ ما کارگران به این اشخاص خیرخواه این است که این قدرت اعتراضات ما در دوره اخیر بود که باعث تصمیم دولت به بازپس گیری لایحه شده و اتفاقا دعوت از کسانی مثل شما به سخنرانی، در راستای کند کردن و در نتیجه به شکست کشاندن مبارزات ما کارگران است. ما با این اشک تمساح ریختن ها آشنا هستیم و راه حل تحقق خواسته های خود را دقیقا در نقطه مقابل توصیه های شما می دانیم. مبارزه متحدانه و تشکل یافته در تشکل های واقعی خود، راه حل ما است.

جوانمیر مرادی

29 بهمن 95