اعلامیه شماره ۲ کمیته مرکزی سازمان راه کارگر درباره قیام انقلابی مردم ایران

 

سلسله تظاهراتی که از پنجشنبه گذشته در مشهد در اعتراض به گرانی، بیکاری، فقر و فساد گسترده آغاز شده بود به دهها شهر کوچک و بزرگ در سراسر ایران کشیده شده است . در عرض چند روز شاهد یک اعتلای انقلابی هم در کمیت اعتراضات و هم در کیفیت شعارهای اصلی مردم هستیم. اکنون فقط مردم نان، کار و رفاه را طلب نمی کنند بلکه با طرح شعار آزادی خواستار سرنگونی کلیت رژیم سرمایه داری اسلامی هستند.

در روزهای نخست که نیروهای نظامی و امنیتی رژیم به دلیل عدم رهبری مشخص در این جنبش انقلابی و در واقع خود سازماندهی سیال توده ها، قادر به واکنش نبودند، اکنون با دست بردن به سلاح و تیراندازی به سوی مردم بی دفاع و نیز دستگیری وسیع فعالین شبکه های اجتماعی، فعالین دانشجویی، جوانان انقلابی و شجاع محلات شورشی و نیز فیلترینگ و مسدود کردن شبکه های اجتماعی نظیر تلگرام و اینستاگرام و افزایش پارازیت روی تلویزیونهای ماهواره ای ،سعی در مهار و سرکوب این جنبش انقلابی دارند. متاسفانه در جریان این سرکوبهای خونین، تا کنون حدود بیست نفر در استانهای لرستان، همدان، اصفهان و خوزستان کشته شده اند که در میان آنها حتی کودکان دیده می شوند. همچنین صدها نفر در سراسر کشور بر اثر تیراندازی و ضرب و شتم مامورین رژیم مجروح شده و بیش از هزار نفر دستگیر شده اند. از جمله تعدادی از فعالین جنبش دانشجویی دانشگاه تهران که مبتکر طرح این شعار زیبا بودند: اصلاح طلب، اصولگرا، دیگر تمومه ماجرا!

 

سازمان ما ضمن همدردی عمیق با خانواده های جانباختگان راه آزادی و برابری، خواهان تقویت عنصر سازماندهی و هماهنگی در این جنبش انقلابی و تداوم آن تا به زیر کشیدن کلیت رژیم فاشیستی حاکم میباشد.

 

تردیدی نیست که پنج گفتمان سیاسی عمده در صحنه سیاسی امروز ایران فعال هستند و تاثیرات معینی را بر جا میگذارند: جمهوریخواهان لیبرال یا سوسیال دمکرات، سلطنت طلبان، مجاهدین خلق، تشکلهای متعلق به ملیتهای تحت ستم و چپ انقلابی. هیچیک از این پنج گفتمان یا بدیل، دست به نقد رهبری اعتراضات را به عهده ندارند، هر چند دولتهای غربی و کلان رسانه های آنها سعی میکنند با تبلیغ گسترده برخی شعارها و تبلیغ یکجانبه به نفع یک یا دو گفتمان دست راستی، مانع از قدرتگیری گفتمان چپ سوسیالیست که نان را در کنار آزادی، و برابری را در کنار خودحکومتی دمکراتیک و شورایی مردم میخواهد، شوند. فقدان رهبری واحد در این جنبش انقلابی، اگر چه در وهله نخست، ضعف آن شمرده میشود، اما اگر عمیق تر به مسائل بنگریم، میتواند سکویی برای گسترش آن درک از دمکراسی شود که ما به آن دمکراسی شورایی – مشارکتی میگوئیم. یعنی سازماندهی نهادهای مردمی از پائین در محیط های کار و زیست و در همه محلات و شهرها و روستاها. نهادهایی نظیر: کمیته های انقلابی، شوراها و کمونها، که همزمان با نزدیک کردن رژیم به لبه پرتگاه ، خودحکومتی دمکراتیک توده ها را در هر کوی و برزن سازمان میدهند.

 

اما آنچه در این لحظه، گفتمان و بدیل چپ انقلابی و کارگری به آن نیاز دارد دو چیز است: نخست ورود قدرتمند جنبش کارگری سراسری با زنجیره ای از اعتصابات عمومی از یکسو و نیز ایجاد کمیته های مشترک همکاری فعالین چپ سوسیالیست در هر محله و منطقه. این کمیته های مشترک میتوانند هم به سازماندهی بهینه اعتراضات کمک کنند و هم وزن شعارهای رادیکال، نه تنها علیه استبداد بلکه علیه نظام سرمایه داری حاکم بر کشورمان را بالا ببرند و هم در عین حال به سازماندهی اردوی کار و رنج در کمیته ها و شوراهای انقلابی مدد رسانند.

این کمیته های مشترک فعالین چپ انقلابی، لازم است هم در داخل کشور شکل گیرد و هم در خارج از کشور. علائم مثبتی در این مسیر هم در داخل و هم خارج از کشور دیده می شود که سازمان ما قویا از آن استقبال می کند.

 

     زنده باد انقلاب، زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

      سرنگون باد رژیم سرمایه داری اسلامی ایران

 

    کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

        ۱۲ دیماه ۱۳۹۶

                                

       www.rahekaregar.com

        site@rahekaregar.com