اول ماه مه روز همبستگی بین المللی کارگران گرامی باد!

 

اول ماه مه، روز همبستگی بین المللی کارگران همه کشورها در پیش است. روز اول ماه مه، روز گرامیداشت خاطره کارگران شیکاگو، روز رزم و همایش جمعی و متحد کارگران علیه سرمایه داری در همه کشورهاست. اول ماه مه روزی است که کارگران همه کشورها در اشکال گوناگون جشن، تظاهرات، اعتصاب و آکسیون در دفاع از حق زندگی و ممکن کردن جهانی آزاد و برابر و همبسته و انسانی به میدان می آیند. این روز خجسته بر همه ی کارگران و زحمتکشان جهان مبارک باد!

 

در حالی به اول ماه مه ۲۰۱۸ رسیده ایم که ادامه بحران ساختاری سرمایه داری همچنان باز تولید این بحران، تنش و بحران عمیقی را در مناسبات کار و سرمایه، در مناسبات بین المللی و تشدید رقابت و کشمکش در اردوی سرمایه و میلیتاریزه شدن مناسبات بین المللی، در تشدید شکاف طبقاتی و تعمیق بیگانگی اکثریت عظیم نیروی کار و زحمت با مناسبات حاکم، در ویران سازیها و جابجایی های گسترده بجای گذارده و میگذارد.  در عین حال سیاستهای اقتصادی نئولیبرال حاکم برای توسعه سرمایه داری در همه کشورها، بر سیاست واحد آزاد سازی و خصوصی سازی و مقررات زدایی استوار بوده است. با اوجگیریِ گرایشاتِ محافظه کارانه  افراطی در  بسیاری از کشورهای صنعتی خصوصا ایالات متحده آمریکا وعروج رژیم  ترامپی در این کشور  تعرض به حقوقِ اجتماعی اکثریت عظیم مردمان خصوصا کارگران وتهیدستان شدت گرفته است. سیاستی که بقای سیستم موجود را در گرو جهانی سازی فقر و محرومیت اکثریت عظیم مردمان  و نابرابریهای عظیم طبقاتی  قرار داده و برای تداوم و گسترش سرمایه داری در مسیر نابودی طبیعت و تلاش در جهت تثبیت بربریت کامل و حاکمیت یک درصدی ها در دنیای کنونی ست. در این راستا همچنان سازماندهی غارتگریها وتوسعه طلبی های امپریالیستی، با توسعه وگسترش مسابقه تسلیحاتی و جنگهای مستقیم و غیرمستقیم در اقصی نقاط  جهان خصوصا خاورمیانه ادامه دارد.

 

فرآیند حاکم شدن این سیاستهای اقتصادی نئولیبرال در همه کشورها، با خصوصی سازی منابع و ثروتهای اجتماعی و سلب مالکیت از تولیدکنندگان مستقل همراه شده است. این سیاست تبهکارانه  دهها و صدها میلیون خانواده کارگری را  خانه خراب کرده، میلیونها نفر را به ارتش عظیم بیکاران و بی خانمانان افزوده، با مقررات زدایی میلیونها نفر از کارگران رسمی بنگاههای عمومی  و خصوصی را به اردوی غیر رسمی کارگران موقت و پاره وقت و سفید امضا فرستاده، سیل عظیمی از دهقانان را به حاشیه شهرها پرتاب کرده و شرایطی مشقت بار برای زندگی اکثریت عظیم مردمان به ارمغان آورده است.  شرایطی که مبارزه برای تامین معاش و زندگی انسانی برای بسیاری از مردمان جهان، خصوصا جوانان به امری دشوار تبدیل شده است. در عین حال با سقوط شدید دستمزد ها در سطح جهان و انفجار فقر، شهرهای بزرگ به محاصره فقرا و بیکاران و رانده شده گان ساکن در شهرهای زاغه ای و حلبی آبادها در آمده است. با تحمیل سیاست نئولیبرال و مقررات زدایی ها و خصوصی سازی ها، اشکال کار غیر مزدی، از اجباری تا داوطلبانه و تا بردگی خالص احیاء شده اند. بکارگیری کودکان خریداری یا اجاره شده در سنگین ترین کارها و در بدترین شرایط در سطح وسیعی از جهان به بیرحمانه ترین شکل احیا شده است. کودکان خیابانی ، کودکان اجاره ای، زنان و مردان روسپی و بردگان تجارت سکس ،کارگران مهاجر غیرقانونی که در ازای یک پناهگاه و یک وعده غذا به انجام شاق ترین کارها رضایت میدهند، کارگرانی که ماهها بی حقوق و دستمزد ی به سخت ترین کارها تن میدهند را میتوان بر این لیست افزود. این  تصویر کنونی  جهان ماست که  با نابرابریهای باورنکردنی اش، همه اشکال بهره کشی در همه دورانهای تاریخی را بار دیگر باز تولید کرده است.

 

این در حالیست که  رقابتها و تنش های درونی سرمایه جهانی از یکسو و مقاومتهای قربانیان آن از سوی دیگر نظم حاکم بر چنین جهانی را به چالش کشیده اند و اتکاء به مکانیزمهای بازار و اهرمهای اقتصادی برای بازتولید آن کمتر از همیشه پاسخگو است. در چنین جهانی ست که برای مهار کردن تضادها و تنش هایش، طبقه حاکم با توسل به خشن ترین اشکال کنترل، اقتدار سرمایه و قدرت حاکم را سازمان میدهد. آنجا که نمیتوان این اقتدار بانک جهانی و صندوق بین المللی را از طریق نظم پذیرفته شده جهانی و دولت ها و طبقه حاکمه پیش برد؛ باید از  طریق تحریم ها و محرومیت های اقتصادی و یا با عریان ترین و خشن ترین شیوه های نظامی و کودتا های نظامی سیاست خود را تحمیل کرد. بی سبب نبوده است که جنگی ویرانگر و طولانی، خاورمیانه و شمال افریقا  را به مرکزی برا ی تعیین تکلیف هژمونی امپریالیستی و منطقه ای تبدیل کرده و بزرگترین و دردناک ترین تراژدی های انسانی را در سوریه ، عراق ، لیبی ، یمن ، افغانستان ، سومالی و دریای مدیترانه خلق کرده است. واقعیت این است که نظم سیاسی سرمایه داری از مدل انباشت آن جدا نیست؛ سیاست نتولیبرال ، تشدید استثمار و بهره کشی از نیروی کار، سیاست سلطه جویی، تجاوز گری و جنگ افروزی سرمایه داری جهانی همه و همه  در راستای همین سیاست اند.

در مقابل این روند تبهکارانه ای که بر جهان ما تحمیل شده است و در راستای به صحنه آوردن همه ظرفیتهای مبارزاتی نیروی کار و گسترش عرصه های نبرد طبقاتی به لحاظ نظری و سازمانی باید تدارک دید. در این راستا گشودن جبهه های تازه ای بیرون از محیط های تولید رسمی حیاتی است. مکان های سکونت (محیط های مصرف) یکی از با اهمیت ترین آنها است. در شرایطی که موقعیت نیروی کار برای رویا رویی با سرمایه در محیط تولید رو به ضعف گذاشته و توقف تولید برای صدها میلیون مردم بیکار و به حاشیه رانده شده ناممکن و برای بسیاری دیگر دشوار شده است، گشودن جبهه ی وسیعی در این محیط اهمیتی راهبردی دارد. درعین حال گسترش سازمان دادن همه نیروی کار و زحمت، معلمان، پرستاران، پزشکان و سایر مزد و حقوق بگیران مشابه در بخش رسمی، کارکنان خانگی، کارگران کارگاه های فامیلی، کودکان کار و... در کارزارهای ضد سیستمی میتواند اکثریت عظیم مردمان را علیه بربریت حاکم به میدان آورد.  برای شکل گیری یک جنبش سیاسی فراگیر، جنبشی که قادر باشد حرکت ها و مبارزات طبقاتی مردم اعماق را بهم گره بزند و هدف های فوری خود را از درون نیازهای آنان بیرون کشد. در این راستا تلاش ها به جایی نخواهد رسید اگر یک جنبش سیاسی قادر نباشد به مسایل و معضلات روزمره پاسخ دهد. هر چه از نردبان محرومیت و ستم کشیده گی پائین تر رویم، بسیج اجتماعی و طبقاتی بیشتر به توانایی آن جنبش در حمایت از مبارزه توده فرودست برای بقاء مشروط می شود. بنا نهادن یک دنیای دیگر، یک دنیایی سوسیالیستی، به دست آنانی که در جهنم سرمایه داری هر روز و هر ساعت خاکستر می شوند، محتاج آنست که همگان باور کنند سوسیالیسم نه صرفأ امر فردا، بلکه همچنین پاسخی برای امروز است؛ نه از بالا، بلکه از پائین بنا می شود.

 

 یک جنبش سیاسی طبقاتی فراگیر، زمانی قادر خواهد بود به هدف های خود نزدیک شود که از شکاف های بی شماری که مردم کار و زحمت را تکه پاره می کند عبور کرده باشد. ناکامی در غلبه بر رقابت ها و تنش های موجود حول مسایل نژادی، جنسیتی، قومی یا مذهبی، در میان آنان به معنی آن است که اجازه داده شود که هر بخش از این مردم به نیروی سرکوب بخش دیگر تبدیل شود . اجازه داده شود که ناسیونالیسم، فاشیسم، بنیاد گرایی مذهبی و پوپولیسم شکاف های موجود در اردوی کار را از نفرت و بیزاری پر کنند و کارگران و توده زحمتکش را در قالب فرقه ها و جماعت های دشمن رو در روی هم قرار دهند. ایستادگی در برابر همه اشکال تبعیض و مبارزه علیه همه اشکال ستم، نخستین شرط مهار کردن چنین تنش هایی و کامیابی در ساختن یک جنبش رنگین کمانی است. جنبشی که همبستگی را بر پایه به رسمیت شناختن تنوع ها بنا کند و به تلاش برای همگون سازی خط بطلان بکشد.

در طول یکسال گذشته، در بسیاری از کشورهای جهان فریاد اعتراض علیه سرمایه و بربریت حاکم ، در اشکال اعتصاب و تظاهرات و اکسیون و تحصن و شورش و اشغال مناطق شهری انعکاس داشته است. 

 

در ایران، رژیم اسلامی بسوی بن بست وفلج کامل اقتصادی میرود. علیرغم همه تلاشهای دولت روحانی برای ایجادِ پیوند با سرمایه های جهانی و تحکیمِ رژیم، بحران اقتصادی  کشور ژرفتر وعمیقتر شده، سقوط ارزش پول ملی در کنار خروج عظیم سرمایه ها از کشور، دستکاه دولتی را ورشکسته کرده، و این ورشکستگی اقتصاد، خود را در ابعاد عظیم ویران سازیهای صنعتی، بستن صدها واحد صنعتی و انقراض بسیاری از صنایع مصرفی و سیمان و کفش و نساجی، غیرفعال شدن و پایین آمدن ظرفیت تولیدی بسیاری از واحدها و موسسات صنعتی و کشاورزی، بیکار سازیهای گسترده،  میلیونها نفر بیکار،  شکافِ طبقاتی فاحش، تورم و گرانی سرسام آور کالاهای اساسی و ویرانیهای عظیم زیست محیطی نشان میدهد. در مقابله با ابن روند و در اعتراض به موقعیت دهشتناک اجتماعی و اقتصادی موجود، خیزش مردمی دیماه در بیش از یکصد شهر، ایران را تکان داد. صدها هزار نفر با تظاهرات و اعتراضات گسترده، خیابان ها را از آن خود کردند و با شعارهای نان، کار، آزادی، تمامیت رژیم سرمایه داری اسلامی را نشانه گرفتند. این خیزش بر زمینه اعتراضات، اعتصابات، تظاهرات، تحصن و تجمعهای کارگران و معلمان و توده محروم مردم علیه بی حقوقی و تبعیض وغارت و فساد گسترده ای صورت گرفت که در تمام سال جریان داشت. در این فاصله در عین حال شاهد مبارزات درخشانی در اشکال متعدد و متنوعی نظیر اعتصابات وتظاهرات کارگران فولاد اهواز و کارگران هفت تپه واعلام خواست کنترل کارگری در مقابل سیاست بستن کارخانه وغارت دستمزدهای کارگران، پیوستن شجاعانه زنان کارگر و مداخله فعالشان در این حرکات، اعتراضات کارگران معدن آزادشهر، کارگران هپکو و آذرآب اراک، اتوبوسرانی تهران و حومه، کارگران شهرداری ها و بسیاری از گروه های صنعتی و خدماتی کشور بوده ایم. این درحالیست که در ابعاد سراسری شاهد اعتصاب و اعتراض متحد معلمان سراسر کشور، اعتراضات پرستاران و دیگر بخشهای خدماتی بوده ایم. این اعتراضات در کنار تظاهرات گسترده و مداوم بازنشستگان علیه سقوط سطح زندگی شان و علیه غارت صندوق تامین اجتماعی توسط مافیای روحانیت و امنیتی هاست که میلیونها نفر را به فغان در آورده است. در عین حال ما شاهدِان رنج و محرومیت و سرکوب و مرگ کولبرانی هستیم که بار سنگین بر دوش، با گلوله های پاسداران اسلام به کام مرگ فرستاده شدند.

 

گزارشات انتشار یافته در یکسال گذشته حاکی از حداقل سه حرکت کارگری و اعتراضی در روز است. مبارزه ای که در بخش‌های مختلف کارگری، از جمله صنایع فولاد، خودروسازی، پتروشیمی، کشت و صنعت، ساختمان، معادن، حمل و نقل، برق، آموزش، بهداشت، پوشاک، بازنشستگان در شکلهای متنوع جریان داشته است. کارگران و معلمان و پرستاران و بازنشستگان در سال گذشته با برپایی اعتصاب، تجمع در مقابل نهادهای حکومتی و مجلس، اجتماع در محوطه کارخانه، راه پیمایی در بیرون از کارخانه، تحریم جمعی غذای کارخانه، جمع آوری طومارهای جمعی، ارسال بیش از صدها  هزار شکایت علیه کارفرما و دولت به هیئت های حل اختلاف و  ... خواهان رسیدگی به خواستههای خود بوده اند. اعتصابات طولانی در فولاد اهواز و هپگو و هفت تپه و شرکت خانواده های کارگری در این اعتراضات و پشتیبانی و همدلی مردمان با اعتراض کنندگان، نشانه های امیدبخشی است که میتواند جنبش اجتماعی کارگران و مزدبگیران ایران را در ابعادی تازه بمیدان آورد.

 

گذشته از این اعتراضات رو به رشد، همچنان مبارزه پیشروان جنبش اجتماعی در به چالش کشیدن رویکرد امنیتی به فعالیتهای صنفی و مدنی، ادامه یافت و موج حمایتهای ملی و بین المللی تشکلها و نهادها و شخصیتهای کارگری و مدافع حقوق انسانی را ادامه یافت. این همبستگی ها و مبارزات دلیرانه نشان داد که از این پس سرکوب فعالیتهای صنفی و مدنی و امنیتی کردن اعتراضات کارگران و اقشار گوناگون مردم چیزی نیست که دستگاه سرکوب براحتی قادر به پیشبرد آن باشد. گرچه در این فاصله، بخش غالب حرکتها و اعتراضات برای پرداخت دستمزدهای عقب افتاده بوده، اما مبارزه برای افزایش دستمزد نیز تا حدی گسترش پیدا کرده است. در عین حال شاهد حضور خانواده های کارگران در بسیاری  از تجمع ها و اعتراض های کارگری بوده ایم.  فعالین و پیشروان کارگری به چهره های شناخته شده سیاسی در  جامعه تبدیل شده اند، به مناسبتهای مختلف بیانیه و اطلاعیه میدهند، تشکلهائی در دفاع از فعالین زندانی کارگری تشکیل میدهند، خواستهایی همچون عدم پذیرش شورایعالی کار، ایجاد تشکل مستقل سراسری، تعیین دستمزد کارگرا ن از طریق شرکت خود  نمایندگان کارگران به گفتمانهای مطرح در جنبش کارگری تبدیل شده است .علیرغم هزینه های هنگفت زندان و محرومیت و اخراج، اعتراضات کارگری در ایران گسترده تر از همه کشورهای پیرامونی است.  اعتراض و اعتصاب و تجمع  و تحصن و طومار نویسی علیه اخراج ها و بیکار سازی ها، علیه خصوصی سازی و واگذاری به شرکتهای خصوصی و پیمان کاری، برای دستمزدهای پرداخت نشده و برای افزایش دستمزد ها ، در دفاع از فعالین و رهبران تشکهای کارگران و معلمان زندانی، علیه قوانین نوشته و نانوشته ضد کارگری وعلیه تغییرات قوانین کار به نفع کارفرمایان، در دفاع از حقوق بازنشستگان و کودکان کار و... مشخصه های این حرکات بوده اند.  در همین حال خوشبختانه رویکرد وحدت طلبانه تشکلها و نهادهای مستقل کارگری ادامه یافت و در آستانه اول ماه مه، ما شاهد بیانیه های مشترک و اقدامات شجاعانه رهبران و فعالان تشکّل های کارگران و معلمان و اعلام درخواستها و مطالبات مشترک انسانی طبقه کارگر و مزدبگیران هستیم. اعلام مخالفت صریح و قاطع اکثریت تشکل های کارگری و فعالان و پیشروان کارگری با تصمیمات ضد کارگری دولت روحانی  و اعلام دستمزدهای بیشرمانه یک چهارم خط رسمی فقر، و دفاع از حق زندگی انسانی برای خانواده های کارگر و مزد بگیر نشانه های امیدبخشی است که پیشروی  جنبش کارگری ایران را تقویت خواهد کرد. تعمیق و گسترش این  همکاریها و رابطه فشرده با پایه‌ های کارگری در کارخانجات و کارگاهها و مراکز کار و زیست کارگران، میتواند شالوده تشکل مستقل و سراسری را پایه ریزی کند. طبعا دفاع از مبارزات و مطالبات همه بخشهای طبقه کارگر و مزد بگیر، معلمان و پرستاران و بیکاران ، کارگران نیمه وقت و پاره وقت، کارگران رسمی  و غیررسمی و قراردادی و سفید امضا، زنان و مردان ، جوانان و دانشجویان از اهمیت بسزایی برخوردار است. فعالین جنبش کارگری و چپ نمیتوانند در عین حال به جنبشهای بزرگ مردمی در دفاع از محیط  زیست، ملیتهای تحت تبعیض، دفاع از حقوق اجتماعی و انسانی و آزادیهای بی قید و شرط بیان و قلم و تشکل بی اعتنا باشند. تلاش در جهت همراهی و تقویت این جنبش ها و پیوند آنان با جنبش زندگی، جنبش نان و آزادی و برابری از اهمیت فراوانی برای درهم شکستن بربریت نظام سرمایه داری و رژیم جمهوری اسلامی برخوردار است.

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر، فرارسیدن اول ماه مه، روز همبستگی بین المللی کارگران همه کشورها  را به کارگران و مزدبگیران، به همه آنان که برای آزادی و برابری و سوسیالیسمِ پیکار میکنند تبریک میگوید. ما با همه توان برای همبستگی جهانی طبقه کارگر، برای متحد کردن صفوف نیروی کار و زحمت، در دفاع از مطالبات برحق کارگران، برای آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی خصوصا فعالان و پیشروان کارگری و معلم کوشش می کنیم. اول ماه مه امسال را روز همدلی و همکاری و اتحاد همه تشکل های مستقل کارگران و معلمان و پرستاران، روز دفاع از خواست حداقل دستمزد براساس سبد هزینه خانوار و یک زندگی انسانی، دفاع از حق تشکل مستقل کارگران و همه مزدبگیران، آزادی بی قید و شرط همه فعالان و رهبران تشکل های کارگران و معلمان و همه زندانیان سیاسی  میدانیم.  دفاع از حق زندگی شرافتمندانه و راحت و انسانی برای خانواده های کارگری و اکثریت عظیم مردمان، خواستی متمدنانه و انسانی است و باید نیروی چپ و کارگری به دفاع از آن برخیزد.

 

زنده باد اول ماه مه، روز همبستگی بین‌المللی طبقه کارگر

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی- زنده باد سوسیالیسمِ

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

 آپریل ۲۰۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷

  --------------------------------------

      آدرس سایت راه کارگر ویژه اینترنت پرسرعت

www.rahekaregar.com

    آدرس سایت راه کارگر ویژه اینترنت کم سرعت و برای ایران

http://rahekaregar.com/index1.php

سایت موبایل راه کارگر

http://rahekaregar.com