چند نکته درباره فراخوان عمومی برای امضا

« سرنگونی آری، به دست مردم و برای حاکمیت مردم، نه توسط قدرت های خارجی»

تلاش سرمایه داری جهانی وامپریالیستها برای دخالتگری در تحولات وحتی رقم زدن تحولاتی در دوران معاصر امری همیشگی وتعطیل نابردار بوده است. تاریخ این دوران روزی را بدون این دخالتگری جنایتکارانه در سرنوشت مردم جهان بیاد نمی آورد. روش ها وشکل دخالتگری بشدت متنوع بوده است . از جنگ شکر تا قهوه ازحمله نظامی تاآلترناتیو سازی برای جنبش ها وقیام های توده ای و از سر به نیست کردن رهبران وفعالین انقلابی تا ساختن رهبران قلابی ، داستانی دارد پر از آب چشم.هیچ جنبش انقلابی نمی تواند پی گیراین سیاست ها وبدنبال چاره برای آن  نباشد . انقلاب 57 نمونه جنایتکارانه این دخالت گری را برای ما گشوده وپیکر مغلوب ودرهم شکسته اش از این سیاستها درس عبرتی هنوز زنده وقابل بررسی است. در کشوری که از در ودیوارش مرگ بر امریکا می بارید چگونه سیاست امریکایی کمر بند سبزبه قتل عام چپ و کمونیست نائل آمد؟ دخالتگری از بالا وسیاست کودتا و.... البته بدون آنکه کاملا مطرود شوند جای خودرا به دخالتگری از پایین و آلترناتیو سازی برای حکومت «نامطلوب »داده است.. مذهب یکی ازامکانات این دخالتگری از پایین بود واینک ذخیره اش رو به اتمام است .درعوض دموکراسی در سطح عمومی وناسیونالیزم در سطح منطقه ای قابلیت بسیج از پایین را دارند . کار روی این عرصه ها ورهبر سازی برای آنها ماتریال آلترناتیو سازی امپریالیستی در حال حاضر است .بعنوان مثال منشور کوروش وجسد مومیایی شده از ابزارکمکی این آلترناتیو سازی است. خطر دخالتگری امپریالیستی تعطیل بردار نیست مگر جنبشی قدرتمند و آگاه در مقابلش صف آرایی کند. ربطی هم به برجام وغیربرجام و ترامپ وغیر ترامپ ندارد. این موارد فقط میتوانند در شکل دخالت گری موثر باشند. بر اساس این اشکال نباید توهم پراکنی کرد که گویا برجام میتوانست هیئت حاکمه آمریکا را کنار بزند ومردم را برای سرنگونی به حال خود بگذارد . این توهم دست تکان دادن پشت سر تابوت اصلاح طلبی و جبران قر های نداده و نریخته در شب پیروزی برجام است.گریزی نیست جز آنکه بجای نالیدن به آلترناتیو سازی پاسخی عینی وعملی بدهیم. نخستین شرط  آلترناتیو اثباتی در مقابل وضعیت موجود ، صراحت آلترناتیو کارگری وسوسیالیستی در مقابل آنست. متاسفانه در فراخوان عمومی آلترناتیو مورد حمایت « همه نیروها و جریان های مدافع آزادی و برابری و به ویژه هواداران سوسیا لیسم»آنچه تشخص نمی یابد تفاوت آلترناتیو سوسیالیستها وآزادیخواهان با اپوزیسیون بورژوا است. در شیوه دخالتگری امپریالیستی از پایین ، سرنگونی میتواند بدست مردم صورت گیرد وبا شاه و مبارک وبن علی و... چنین شد . مسئله بعدی «بدست مردم برای حاکمیت مردم» است . این جمله بی ضرر ومبهم وپراز تجربیات تلخ را حتی پسر شاه هم تا آنجا که کلی وبی ضرر است امضا میکند . من باشما موافقم که او اصلا در این کاتاگوری نمی گنجد . اما تجربه نشان داده است که مبهم گویی خدمت بزرگی به اپوزیسیون ساخت سرمایه کرده است. هیچکدام از اپوزیسیون های دست سازسرمایه کلمه مردم و دموکراسی از دهنشان نمی افتد. چرا راه دوری برویم همین ترامپ جنایتکار با زبان و رفتار لمپنی اش روزی چندبار این کلمات را برای مردم ایران صادر میکند. نگویید که خوب معلوم است که منظور او از دموکراسی و مردم با منظور ما فرق دارد! این ادعا کافی نیست ادبیات چپ باید امروز تفاوت نگاهش با این مدعیان مثل روز روشن باشد و مخاطب بتواند آنرا بسادگی دریابد.چرا نخواهیم که منظور ما از مردم ودموکراسی تفاوتش با منظور آنها در ادبیات ما منعکس شود؟ ترس از بیان تفاوت با موجودات موحشی چون ترامپ ادبیات سوسیالیسم وآزادیخواهی نیست . متن های مبهم ادبیات جبونی هستند که کمک به ساختمان آلترناتیو متفاوت نمی کنند. شاید مخاطبین فکر کنند که بالاخره چپ ما بعد از چهل سال سطح اشتراک وتکاملش اینست و هنوز طبقاتی حرف نمی زند ولی دوستدار سوسیالیزم است . دشمن را در شکل طبقاتی بجا نمی آورد و فقط توانسته « فرقه رجوی و چلبی های وطنی » را از دستگاه نظری اش استخراج کند. اصلا اینطور نیست سطح همگرایی نظری وادعایی بخش زیادی از چپ رادیکال بسیار فورموله تر ومشخص تر از اینها است وبخشی از مدافعین این فراخوان از جمله رفقا یدی شیشوانی وروبن مارکاریان چندماه پیش متن زیر را در شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست بهمراه دیگران امضا کرده اند . ملاحظه کنید:« در چنین شرایطی بخش های مختلف اپوزیسیون بورژوائی در کمین نشسته اند تا در شرایط اوج گیری جنبش اعتراضی در ایران با حمایت و پشتیبانی قدرت های امپریالیستی، جنبش اعتراضی و مقاومت جویانه و آزادیخواهانه مردم را از تبدیل شدن به جنبشی برای انقلاب وسرنگونی  رژیم جمهوری اسلامی و همه جناج های آن باز دارند. اصلاح طلبان درون حکومت، لیبرالها، ملی مذهبی ها و دیگر نیروهای رنگارنگ اصلاح طلب تلاش می کنند تا مبارزات مردم را در خدمت بقاء و ترمیم نظام اسلامی در چهارچوب مناسبات موجود قرار دهند. نیروهای نئولیبرال طرفدار غرب و سلطنت طلبان همگی با ترساندن مردم از انقلاب، خواهان نوعی از جابجائی رژیم از بالا و بدون دخالت توده ها هستند تا ماشین دولتی بورژوائی را دست نخورده از آن خود ساخته و نظام سرمایه داری را از تعرض انقلاب در امان نگاه دارند. همزمان تلاش میشود آرزوی تغییر رابه تنور انتخابات حواله داده وامید کاذب برون رفت از شرایط فلاکتبار کنونی از طریق انتخابات را در افکار عمومی جایگزین انقلاب اجتماعی کنند درحالیکه اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران خواهان سرنگونی تمامیت جمهوری اسلامی و همه جناحهای رنگارنگ آن هستند .

» یا « ما امضا کنندگان این بیانیه اعلام می کنیم که به میدان آمدن طبقه کارگر آگاه، متشکل و سازمانیافته و همراهی جنبش رهائی زنان و دانشجویان و جوانان، جنبش برابری خواه ملیت های تحت ستم ایران و دیگر جنبش های ترقی خواه پیشرو اجتماعی تحت پرچم آلترناتیو سوسیالیستی برای سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی و انهدام ماشین دولتی بورژوائی از طریق یک انقلاب سوسیالیستی تنها راه واقعبینانه برای رهائی از شر جمهوری اسلامی و مصائب نظام سرمایه داری است ما ازاین منظرودر راستای ملزومات چنین انقلابی در مبارزات روزمره و سازمانیابی در راستای اهداف ذکر شده شرکت میکنیم.همکاری واتحاد عمل های پیشرونده و پایدار نیروهای چپ و کمونیست را از ملزومات یک استراتژی سوسیالیستی در راستای وحدت طبقه می دانیم » این متن چندین ماه قبل توسط نیروهای چپ و کمونیست امضا ومنتشر شده است

اینها البته نوشتجات سازمانی این یا آن جریان نیستند اینها توافقاتی است که بخش بزرگی از نیروهای چپ و کمونیست اعم از سازمانها ونهاد ها از جمله بخشی از امضا کنندگان فراخوان آنرا امضا کرده اند تا راهنمای عمل درفعالیت عمومی شان باشد . یعنی بعنوان کف فعالیت برای سرنگونی انقلابی تبلیغ وترویج شود . چرا ادبیات مبهم وترسخورده راکه بستر مناسب رشد آلترناتیو های بورژوایی ورژیم چنج است را انتخاب کرده اند شاید بخاطر تعداد امضا ها است که مبادا کاهش پیدا کنند.این عقب نشینی در بعد معرفی نیروهای ضد انقلاب وخلاصه کردن آن در« فرقه رجوی وچلبی ها» ابعاد سهل انگارانه ودور از ملزومات انقلابی را بروشنی نشان میدهد . به بند نقل شده از شورای همکاری اگر نگاه کنیم در این زمینه همه بخش های مختلف اپوزیسیون بورژوایی با پشتیبانی امپریالیزم بر علیه سرنگونی انقلابی و...هستند .. اینجا به چلبی ها وفرقه رجوی تقلیل می یابد .حفظ سیستم سرمایه داری وماشین دولتی دیگر معیار تعیین ضد انقلاب نیست . آیا چنین سیاستی قادر است در مقابل آلترناتیو های ساخت سرمایه بدیلی بسازد یا رادیکالیسم جاری در کف خیابان را قربانی ملاحظات خویش میکند.؟!!!  این حسی است که از فراخوان این دوستان به مخاطب منتقل میشود.

سعید سهرابی 27062018 .