فرازهایی از جنبش های اجتماعی درسال گذشته

 

در سالی که گذشت شاهد یکی از بزرگترین خیزشها علیه جمهوری اسلامی بودیم. از مدتها پیش طلیعه های این اعتراضات به صورتهای مختلف خود را نشان میداد. مولفه های گوناگون دست به دست هم داده  و همراه با فاکتورهای سیاسی و اجتماعی ، خیزش دیماه را رقم زد.

از همان اولین روزهای پس از روی کار آمدن دولت روحانی،  وضعیت اقتصادی بشدت رو به وخامت گذاشت، بیکاری روزافزون، گرانی لجام گسیخته ، ورشکستگی بانکها و موسسات اعتباری، کاهش ذخایر ارزی، گرانی نرخ ارز، زندگی را بر اقشار کم در آمد  روز بروز سخت تر میکرد. بودجه سال 97 دولت نیز

 گران شدن حاملهای انرژی، حذف یارانه، افزایش مالیاتها برای اقشار کم در امد، افزایش بودجه های نظامی، نهادهای امنیتی، و دستگاه عریض وطویل دینی را بدنبال داشت.

 اعتراضات مداوم کارگران و زحمتکشان در واحد های گوناکون،  اعتراضات و تظاهراتهای غارت شدگا ن اموال در موسسه های پولی و مالی حکومت ساخته ، اعتراضات معلمان، نا فرمانی مدنی زنان علیه پوشش اجباری، اعتراضات فعالین محیط زیست  در کنار فقر و سیه روزی اکتریت قاطع مردمان تحت استثمار  زمینه اعتراضات دی ماه را فراهم کرد. زلزله آبانماه در استان کرمانشاه که به کشته  ومجروح شدن بیش از هزاران نفر و بی خانمانی دهها هزار انجامید در سطح گسترده ای جامعه را از رکود و بی تفاوتی سیاسی- اجتماعی بیرون آورد .  نا توانی،  دزدی ،  فساد  دستگاه حاکم  اتش خشم و نفرت  مردم را برانگیخت  و در مقابل همبستگی عمیق ، فداکاری، یاری و  کمک رسانی و  یاری به زلزله زدگان  شکاف عظیم بین مردم و حکومت و نفرت از جمهوری اسلامی را به روی صحنه آورد.  جنبش امداد رسانی یکی از  پیش در آمدهای این  خیزش رعد آسا بود که بسیاری  پیش بینی می کردند در راه است.

 

در ارزیابی از این جنبش ، ماهیت  نیروها ی پیش برنده ، مطالبات ، شعارها، از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، هر چند که سرنوشت جنبش را نیروی هدایت کننده و سازمان دهنده اش رقم میزند.

 

طبقه اصلی و عناصر اجتماعی درگیر در خیزش دیماه ،  جوانان بیکار، مردم زحمتکش ، توده های از همه جا رانده شده بودند.  این خیزش ماهیتی کاملا سیاسی داشت  واز خواستهای مطالباتی فراتر رفت. ، شعارها رادیکال شد ، روحیه تعرضی بود.  بعلاوه چند دست آورد مهم داشت:  1- به زیر کشیدن ایدئولوژی اسلامی، که برای اولین بار در تاریخ خیزشهای اخیر در ایران رخ داده است ،  برخی نهاد ها و سمبلهای حکومت دینی به آتش کشیده شد. 2- عبور از اصلاح طلبان حکومتی  و 3- نفی کلیت جمهوری اسلامی است.

 جمهوری اسلامی در بحران سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی بیسابقه ای دست و پا میزند ،  وتوانائی پاسخگوئی به ابتدائی ترین خواستهای مردم را ندارد. در افقی نه چندان دور چشم انداز خیزشها و شورشهای دیگر که از  مناطق مختلف سر بر آورد وجود دارد. خیزشهای توده ای برای اینکه بسرعت سرکوب نشود و یا فرو کش نکند باید با خواستها و مطالبات مشخص با شعارهای مترقی آزادیخواهانه وبرابری طلبانه خاص این جنبشها بعلاوه مطالبات مشترک سیاسی و اجتماعی  به تشکلهای با هویت کارگری، زنان، محیط زیست، بیکاران و.. هدایت و مرتبط شود. بر متن اعتصابات و واعتراضات باید  به ایجاد تشکلهای سراسری، محلی و منطقه ای اقدام کرد.

 

 میتوان گفت که پس از خیزش دیماه  جنبش مبارزاتی وارد فاز بالاتر و دیگری از مبارزات شده است و این را میتوان در افزایش اعتراضات محلی دید. اعتصاب  کشاورزان اصفهان از شهر کوچک ورزنه تا به اصفهان  کشیده شد و بمدت 50 روز ادامه داشت . مرکز تظاهرات دسترسی به آب زاینده رود بود که مردم برای قرنها از آن استفاده میکردند و امسال این حق از آنها گرفته شد. هر چند بدون تشکیلات و برنامه مشخص جنبش بطور موقت فروکش کرد.  هم زمان تظاهرات دیگر در استان چهار محال بختیاری و مخالفت با انتقال آب به استان اصفهان بود.  بر طبق آمار رسمی از ماه ژوئیه به بعد  در استان اصفهان 5 میلیون نفر دسترسی به آب آشامیدنی تمیز ندارند.

ایران بدترین خشکسالی را در 50 سال اخیر تجربه کرده است که بی توجهی جنایتکارانه ، سو مدیریت و فساد آنرا بدتر میکند.  نه تنها کمبود آب بلکه  کمبود برق هم وجود دارد. رودخانه های اصلی در حال خشک  شدن هستند و راهی برای امرار معاش کشاورزان و ماهیگیران فقیر باقی نمیگذرد.  در رابطه با مشکل بی آبی همچنین شاهد خیزش چند روزه مردم آبادان ،  خرمشهر و  اهواز به بی آبی و غیر قابل شرب بودن آب شهر بودیم که با سرکوب وحشیانه رژیم روبرو شد.

 

- جنبش کارگری:

 

 در کنار خیزش دیماه گرایش به اعتراض  و رادیکالیزه شدن جنبش کارگری را داریم که  با وجود سرکوب هار رژیم ، این جنبش با گامهای بلندی به سوی رادیکالیزه شدن به پیش میرود و وارد فاز جدیدی میشود.  بر اساس گزارشات انتشار یافته در هر روز بیش از سه اعتراض کارگری توسط کارگران صورت گرفته است.  اعتراضات نسبت به سال قبل افزایش یاقته است ، بخشهای مختلف کارگری از جمله صنایع فولاد، خودروسازی، پتروشیمی، کشت وصنعت، معادن، ساختمان ؛ حمل ونقل، برق، آموزش، بهداشت، بازنشستگان به  شیوه ها و اشکال متنوعی در  اعتراض و اعتصاب شرکت داشتند.. نپرداختن حقوق به معضلی عمومی تبدیل شده است و بیشترین اعتراضات را در سال گذشته شامل میشود. شاهداعتصابات طولانی در فولاد، هپکو، هفت تپه، اعتراض رانندگان کامیون و  شرکت خانواده های کارگری و پشتیبانی وهمدلی مردمان با این اعتراضات بوده ایم که  نشانه های امید بخشی  از به میدان آمدن جنبش اجتماعی کارگران و مزد بگیران  در ابعادی تازه است. در چنین شرایط و در حالیکه هر روزه شاهد اوج گیری خیزشهای خودجوش محلی و منطقه ای و جنبش عظیم دیماه بوده ایم ضرورت ایجاد  تشکل سراسری بیش از پیش خود را نشان میدهد. کمبود آن را در اعراضات  وخیزش های اخیر مشاهده میکنیم.

 

هر چند جنبش کارگری پراکنده است اما شواهد نشان میدهد که زمینه برای تشکلهای وسیع و توده ای بیش از هر زمان فراهم شده است بعنوان مثال:

  از ویژه گیهای  مهم اعتراضات در سال گذشته،  رشد چشم گیر اعتراض سراسری کارگران شاغل و بازنشسته در یک رشته از واحد های تولیدی و یا خدماتی بود. که نمونه چشمگیر آنرا در اعتصاباات پتروشیمی ها دیدیم . اعتراض هم زمان در دو یا چند واحد تولیدی در یک شهر و یا در سطح استان رشد قابل توجهی داشت، بعلاوه در چند سال گذشته  تجمعات  متحدانه و هم زمان چندین مراکر صنعتی، اعتراضات و اعتصابات  هم زمان  و متحد معلمان شاغل و بازنشسته، اعتراضات پرستاران  ، اعتراضات معلمان،  به درجاتی در مقیاس سراسری بوده است .  همچنین از  ورود خانواده های کارگری بعنوان  فاکتور مهمی در بسیج مردم در شهر و منطقه نام برد که پوشش اجتماعی به اعتراض کارگران داده و همچون لولای اتصال مرکز زیست کارگران  با کارخانه عمل میکند.  بعلاوه رشد استفاده از شبکه های اجتماعی برای خبر رسانی، تماس گیری و بعضا سازمانیابی، همگی نشان دهنده درجه ای از تشکل یابی و  فراهم بودن زمینه  برای ایجاد  تشکل  و یا سازمانهای سراسری کارگری می باشد. بی شک  قدرت طبقه کارگر درهمبستگی و سازمانیافتگی آن است.  این تشکلات ، شبکه ها  و محافل که در میان معلمان، باز نشسته ها، پرستاران، بازنشسته های فولاد ایجاد شده ،  میتوانند قدمهای بسوی یک تشکل یا تشکلهای سراسری توسط بخش پیشرو آنها  باشد.

 

سیاست آمریکا، تغییر رژیم ، برجام

 

- با روی کار آمدن ترامپ  رویکرد آمریکا  در رابطه با برجام تغییر کرد. ترامپ با سیاست ناسیونالیسم و پروتکشنیسم  در راستای بازگرداندن هژمونی آمریکا و با شعار "  اول آمریکا"  به آرامی نظم جهانی را که توسط خود آمریکا شکل داده شده بود از بین می برد.  در همین راستا  است که اولین الویت را بر هم زدن برجام معرفی کرد. بیرون آمدن ترامپ از معاهده برجام عمیقا برای متحدیننش  بخصوص انهائی که پس از 2015 تجارت خود را با ایران توسعه داده بودند  نگران کننده بود، اما بیش از آنکه فرصتهای اقتصادی زیر ضربه رود،  بقول  وزیر مالی فرانسه  "برونه له ماری "  رویکرد آمریکا بعنوان پلیس اقتصادی کره زمین است که برای اتحادیه اروپا قابل قبول نیست. پیداست اقتصاد در هم ریخته و ورشکسته  جمهوری اسلامی برای اینکه  بتواند شریک قدرتمند اقتصادی کشورهای بزرگ اروپائی محسوب شود فاصله زیادی دارد . تجارت بین اروپا و ایران حدود 21 بیلیون یورو می باشد که در صد کمی از مجموعه تجارت خارجی اروپا را شامل میشود.

 بیرون آمدن آمریکا از  برجام به عربستان سعودی و اسرائیل فرصت بهتر واعتماد به نفس بیشتری برای تصفیه حساب و درگیری را میدهد ، هر چند به نظر میرسد که وارد شدن در یک جنگ تمام عیار با توجه به پیامدهای منطقه ای و جهانی چندان قابل تصور نیست.

 

واقعیت اینستکه امپریالیسم آمریکا و متحدینش عربستان سعودی و اسرائیل از گسترش نفوذ  جمهوری اسلامی در منطقه خشنود نیستند .  اهداف استراتژیک آمریکا برای تجدید ارایش منطقه با توسعه طلبی، و نافرمانی جمهوری اسلامی هم خوانی ندارد.  حمله به عراق  واشغال این کشور، ارتش عراق  را که وزنه تعادلی در مقابل جمهوری اسلامی بود از بین برد ، در نتیجه رژیم جمهوری اسلامی که در جنگ ارتجاعی هشت ساله  نتوانسته بود بقول خمینی،  اسلام عزیزش را در عراق گسترش دهد و از کربلا به قدس برود،  همچون ما ئده ای آسمانی  از آن سود برد. نفوذ جمهوری اسلامی و روحانیت شیعه در عراق گسترش یافت. دخالتها ی سپاه قدس در عراق ،  حمایت  از گروهای تروریستی ، حوثی های یمن ، حزب الله لبنان، حماس، جهاد اسلامی، طالبان، و با  خیزش مردم سوریه ،  حمایت جمهوری اسلامی از اسد دیکتاتور ، سوریه  آوردگاه تاخت و تاز  مرتجعین ، امپریالیستها، و رقابتهای منطقه ای شد. رقابت  و کشمکش  بین دو قطب ارتجاعی عربستان سعودی واسرائیل از یکسو  و جمهوری اسلامی از سوی دیگر  در سوریه  و منطقه بر سر هژمونی و بردن سهم  بزرگتر کیک هنوز هم ادامه دارد.

 

 ترامپ با استفاده از کد " حقوق بشر " همچون یک بیزنس و با چماق و نان شیرینی به میدان آمده است. از یکسو شمشیر داموکلس رژیم چینج را بر بالای سر جمهوری اسلامی نگه داشته است و در همین رابطه دو الترناتیو ارتجاعی فرقه مجاهدین  و رضا پهلوی پسر شاه سابق  را  در نوبت نگه داشته است و از سوی دیگر با گسترش تحریمها و سپس بیرون آمدن از برجام  فشار بر جمهوری اسلامی را برای مهار و رام کردن آن و تن دادنش به خواستهای دولت امریکا افزایش میدهد- هر چند که دود تحریمها بیش از هر چیز بر چشم کارگران و زحمتکشان و مردم ایران میرود. امروزه  که با رشد روز افزون جنبشهای اعتراضی خیابانی و با به امدن توده های اعماق به خیابانها ، با گسترش اعتصابات و اعتراضات کارگری بیش از هر زمان دیگر این حکومت در پرتگاه سرنگونی قرار گرفته است ،  سازمان مجاهدین ، سلطنت طلبان ، برخی نیروهای ملی – ناسیونالیست به دخالت نظامی آمریکا چشم دوخته و در رویای به قدرت رسیدن گوی سبقت از یکدیگر ربوده اند.  واقعیت اینستکه  تقویت  تشکل یابی جنبش کارگری ، کمک به میدان آمدن جنبشهای مترقی و دمکراتیک، تشکل یابی و متحد شدن آنها با یکدیگر ، تلاش در جهت  شکل گیری آلترناتیو سوسیالیستی برای سرنکونی  انقلابی جمهوری اسلامی تنها راهی است که تدارکات نیروهای ارتجاعی برای جایگزینی برای این رژیم را با شکست روبرو میسازد.

 

نسرین ابراهیمی