از تجربه سرنوشت ائنلاف بزرگ تاریخی لیبرالیسم با دستگاه روحانیت تاریک اندیش درس بگیریم .

 

اردوی کار: در ارزیابی ها و تحلیل های منتشره در رابطه با سرنوشت امیر انتظام که امروز جمعه 22 تیرماه به آرامگاه ابدی تشییع شد، دیدگاهی به خصلت نمادین سیاسی سرنوشت امیر انتظام اشاره می کند و بر آن است که  این سرنوشت، به نوعی خصلت نمای ائتلاف بزرگ تاریخی لیبرال ها با دستگاه روحانیت است .

 

براساس این دیدگاه، مهندس بازرگان و یارانش به قوام گرفتن حکومت روحانیت کمک کردند و دستمزد کارشان را با عمری زندان و سرکوب و زیستن در حاشیه پرت قدرت به دست آوردند. قدرت حاکم ائنلاف خود را با لیبرال ها به مجرد پا سفت کردن در قدرت با خشونت از هم گسست. و پس از آن هر بار از بحرانی به بحرانی دیگر غلطید لازم که دید یک پس گردنی هم به لیبرال ها زد.  خامنه ای در توجیه آن گسست بزرگ ضمن متهم کردن لیبرال ها به زیاده خواهی گفته بود: اینها «یک ران ملخ در دیگ انقلاب انداخته اند، حالا همه دیگ را می خواهند.» اما بخش قابل توجهی از جریان لیبرالیسم ایرانی چنان در باتلاق استحاله فرو ماند که در برابر گسست خشونبار ائنلافش از سوی روحانیت تاریک اندیش، قدرت اعلام گسست قطعی از نظام را نیافت .

 

این دیدگاه می گوید: اکنون که زمین زیر پای استبداد دوباره به لرزه آمده و بار دیگر دوره یارگیری های اساسی و همگرایی های بزرگ است، درس گیری از تجربه تلخ ائنلاف لیبرال ها با روحانیت نه تنها برای طیف راست که برای نیروهای مردد در طیف چپ نیز حائز اهمیت است .

 

نیروهایی که در گریز از پراکندگی ها به جای سازماندهی مستقل اردوی کار و به جای معطوف شدن به شکل دادن به همگرایی جبهه کار و زحمت در برابر دیکتاتوری و سرمایه داری، برای نیروهای رژیم چنج چراغ می زنند، حتی اگر پستی بیشتر از آبدارچی در آینده جایگزینی رژیم احمد چلبی های ایرانی به آنها داده شود، تجربه ای مشابه تجربه ائنلاف لیبرال ها با دستگاه روحانیت تاریک اندیش در انتظارشان است .