نگذاریم شعله های خیزش دوم فرو نشیند

 

هماهنگی، تشکل یابی و سازماندهی، کلید موفقیت این جنبش خواهد بود

 

بعد از سرکوب خونین خیزش دیماه، رژیم جنایتکار و غارتگر حاکم بر ایران هیچگاه نتوانست عقربه های اعتراضات اجتماعی را به دوران قبل از این خیزش برگرداند. حرکت شجاعانه دختران انقلاب و نافرمانی وسیع زنان در برابر قوانین شرعی عصر شترچرانی، تداوم بی وقفه جنبش کارگران و معلمان، تداوم اعتراضات بازنشسته گان، مالباخته گان و کولبران، رشد بی سابقه جنبش محیط زیست در اعتراض به کمبود آب، آلودگی هوا و قطع برق ، اعتصابات سراسری کامیونداران و رانندگان کامیون در چند مرحله،همه و همه نشانگر این واقعیت آشکار هستند. اما آنچه انگیزه اعتراضات توده ای هفت روز اخیر در بیش از پانزده شهر و شهرک ایران بوده، تجاوز ارزش دلار به بیش از 11 هزار تومان میباشد که معنای روشن آن سقوط قدرت خرید مردم به میزان چند برابر در ماههای اخیر است. کاهش ارزش مبادله ریال از سه هزار تومان به بیش از یازده هزار توان در شش ماهه اخیر، دیگر جایی برای تحمل و صبر و مدارا با این رژیم بحران زا و بحران زی باقی نگذاشته است.

دومین خیزش توده ای هشت ماه اخیر، ابتدا از شهرک صنعتی– کارگری امیرکبیر در حومه اصفهان شروع شد و به سرعت به سایر شهرهای این استان و چندین استان دیگر کشیده شد. در این خیزش همچون خیزش دیماه محرومان و اردوی کار و رنج نقش پررنگی دارند. بی دلیل نیست که چندین شهرک زحمتکش نشین حاشیه تهران و کرج جزو شورشی ترین کانونهای اعتراض بوده اند.

 

مردم ایران میدانند که با آغاز رسمی تحریمهای اقتصادی امریکا از دوشنبه ۱۵ مرداد و نیز شدت گیری آن در ماه آبان، موجی از بحران اقتصادی و فلاکت دامنگیر کشور خواهد شد. به همین خاطر مردم معترض در کنار شعار نان و آزادی و بیان عزم خود برای سرنگونی رژیم درمانده اسلامی، شعارهای زیادی را متوجه سیاست خارجی ویرانگر جمهوری اسلامی کرده اند. مردم به درستی میپرسند که چگونه است در حالیکه فقر و بیکاری و دستمزدهای معوقه و ناچیز در ایران بیداد میکند، دهها میلیارد دلار از ثروت کشور باید صرف کمک به جریانات اسلامی مرتجع و اندیشه مالیخولیایی گسترش هلال شیعه در خاورمیانه و شمال افریقا شود و آنچه هم باقی میماند، میلیارد میلیارد توسط مقامات رژیم و آقازاده ها غارت و به بانکهای خارجی منتقل گردد؟

 

بدین ترتیب کارد به استخوان رسیده و محافظه کارترین لایه های اجتماعی نیز در می یابند که در چهارچوب این رژیم نمیتوان هیچ کورسویی از امید و اصلاح جستجو کرد. اما تاکید بر خواست اکثریت مردمان ایران برای سرنگونی این رژیم هنوز به معنای امکان تحقق فوری آن نیست. عملی شدن این مهم به چند پارامتر اساسی وابسته است:

 

۱- ضرورت اعتصاب عمومی و سراسری کارگری: جنبش کارگری ایران در دو دهه اخیر بی گمان یکی از بادوام ترین جنبش های اجتماعی کشور محسوب میشده است. اما این جنبش علیرغم اینکه دست کم روزی سه اعتصاب و تجمع اعتراضی در چهارگوشه ایران برپا میکند، هنوز نتوانسته بر پراکندگی خود غلبه کند و مهمتر از آن به گسترش ایجاد تشکلهای مستقل کارگری چه در محیط کار و چه در محیط زیست بویژه به تشکلهای سراسری کارگری فرا روید. کارگران ایران به خوبی تجربه انقلاب ۵۷ را بیاد دارند که تظاهرات توده ای در شهرهای ایران موقعی توانست کمر رژیم سلطنتی را بشکند که کارگران صنعت نفت و دیگر بخشهای طبقه کارگر دست به اعتصاب سراسری زدند و همزمان با آن به ایجاد سندیکاها و کمیته ها و شوراهای کارگری همت گماردند. اکنون نیز اعتصاب عمومی و تشکل یابی سراسری کارگری حرف اول را در پیشروی خیزش توده ای میزند.

 

۲- ضرورت ایجاد کمیته های انقلابی سازمانگر در محلات و مناطق شورشی: اعتراضات توده ای عمدتا خودانگیخته رخ میدهند اما تداوم آنها و راز موفقیت آنها در گرو این است که مبارزان هر محله و شهر، وسیعا به ایجاد هماهنگی و سازماندهی بپردازند. سازماندهی کمیته ها و شوراهای انقلابی در هر محله و ارتباط و هماهنگی آنها با هم بویژه میتواند نقش کلیدی برای خنثی  سازی قوای سرکوبگر رزیم و مقاومت در برابر آنها ایفاء نماید.

 

۳- ضرورت همکاری و اتحاد چپ انقلابی ایران: همه تحلیلگران سیاسی تقریبا متفق القولند که انقلاب نوین ایران بر خلاف انقلاب ۵۷ دارای یک رهبری واحد و بلامنازع نخواهد بود. از جمهوریخواهان سوسیال دمکرات تا لیبرال، از سلطنت طلبان تا مجاهدین خلق، از احزاب متعلق به اقلیتهای ملی و مذهبی تا کمونیستها و چپ رادیکال ایران همگی دستی بر آتش دارند و سعی در معرفی بدیل خود به مردمان کشور ما میکنند. دست به نقد هیچیک از این گفتمان ها و بدیلهای پیشنهادی نمیتوانند رهبری بلامنازع خیزش مردمی را به عهده گیرند. اما گفتمان متعلق به چپ انقلابی که آزادی را در کنار برابری و عدالت اجتماعی میخواهد و سرنگونی رژیم سرمایه داری اسلامی ایران را بدون دخالت های دول امپریالیستی و مرتجع خارجی طلب میکند، علیرغم اینکه به لحاظ طبقاتی به اکثریت اردوی کار و رنج تعلق دارد ، به دلیل پراکندگی و فرقه گرایی و نیز غیر قابل مقایسه بودن امکانات مالی، تبلیغی و رسانه ای آن با نیروهای دست راستی وابسته به دول خارجی، راهی بسی دشورا برای تبدیل گفتمان خود به بدیل سیاسی عمده جامعه، در پیش دارد. چپ انقلابی تنها از طریق هماهنگی، همکاری و اتحاد عملهای پایدار سیاسی و حتی جبهه ای و نیز کمک به امر خود سازمانیابی کارگران و زحمتکشان است که میتواند بر قدرت تاثیرگذاری خود بیفزاید و مانع از تکرار تراژدی شکست انقلاب بهمن و روی کارآمدن یک نیروی دست راستی مرتجع دیگر شود. هر گونه خوش خیالی درباره وزن مخصوص خویش و بی خیالی درباره وزن نیروهای دست راستی، نه تنها کمکی به تقویت گفتمان سوسیالیستی نمیکند بلکه آنرا به پس صحنه سیاسی داغ ایران امروز پرتاب خواهد کرد.

 

                                 

                                           پیش به سوی اعتصاب عمومی و سراسری

                                        سرنگون باد رژیم اسلامی سرمایه داری ایران

                                             زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

 

 

                                                         کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

                                                           www.rahekaregar.com

                                                                 5 اوت 2018 – ۱۵ مرداد ۱۳۹۷