آیا آقای خاتمی هم جنایت کار است؟

 

 رهبر "اصلاح" طلبان رژیم اسلامی  یعنی آقای خاتمی که از خانه خود نمیتواند بدون اجازه  نگهبانانش خارج شود؛ حال بگذریم که این یک نمایش نمادین است و ربطی به محدودیت های اجتماعی و سیاسی وی ندارد؛ اما بعد از خیزش مردم در سراسر کشور که خواهان  " نان ؛ آزادی؛ رفاه  اجتماعی و تاکید بر اینکه رژیم اسلامی نمیتواند خواست های آنان را بر آورده کند ؛ لذا سرنگونی حکومت فاشیستی " میباشند ؛ از درون همان خانه امن  پیام 15 ماده ای  سراسری داده و خواهان آرامش مردم گردیده . من وارد بحث اینکه  او سوپاپ اطمینان رژیم اسلامی میباشد نمیشوم؛  گرچه این واقعیت دارد و او سوپاپ اطمینان میباشد ؛ اما اکنون کسانی که سنگ اصلاحات را  به سینه میزنند؛ مدعی میباشند که خاتمی جانی نیست. من روی همین نکته که او جانی میباشد مکث میکنم و تاکیدم بر همان کسانی میباشد که هنوز سنگ آقای خاتمی  را به سینه میزنند.

البته برای متقاعد کردن برخی از طرفداران "اصلاحات" به اینکه  خاتمی هم جانی میباشد، نیاز به باز کردن واقعیات زیادی میباشد؛ حال آن که این واقعیات  برای اکثریت مردم ایران روشن است ؛ بهمین دلیل   این بخش ها موضع خود را  در مقابل  رژیم اسلامی روش کرده و نیاز به باز خوانی پرونده  آقای خاتمی ندارند. اما  یک  بخش  از مردم هستند که خود  را موظف به وارونه نشان دادن آن حقایق میدانند؛ این بخش زندگی و آینده خود را در ثبات جمهوری اسلامی دانسته  و لذا هر آنچه  بعنوان نقاط ضعف  رژیم مطرح گردد را توجیه مینمایند و یا آن را وارونه تعریف میکنند.. البته این واقعیت را نباید فراموش نمود که پذیرش هر گونه  استدلال از سوی هرکس؛ همواره تحت تاثیر گرایشات فکری او  صورت میپذیرد. لذا اگر  کسی کاری جنایتکارانه  انجام داده باشد و از نظر اکثریت مردم  هم آن کار جنایتکارانه باشد؛  کسی که همان کار جنایت کارانه را انجام داده است ، بالطبع آن فعل را جنایتکارانه ارزیابی نمیکند؛ چرا که در صورت انجام چنین عملی خود نیز در زمره جنایتکاران محسوب خواهد گردید. برای بحث روی این نکته نیاز به استدلالات متعددی میباشد که از حوصله این مقاله  خارج است. اما  بخش های دیگری از مردم  وجود دارند که  بدلایل مختلف  شخصیتی و یا موقعیت بد اجتماعی و عدم دسترسی به کانون های خبری  دستی در مسایل سیاسی و اجتماعی ندارند ، لذا نه میتوانند و نه میخواهند وارد  تاثیر گذاری بر مسائل مهم سیاسی بشوند.
اما من برای آندسته از افراد که هنوز آقای خاتمی را قبله خود میدانند و او را جنایتکار نمیدانند  میخواهم معنی  کلمه جنایت را  توضیح دهم.

  در زبان عامیانه کسی که کسی را بکشد به کشنده  واژه جانی و یا قاتل را تعلق  خواهد گرفت.  بگذریم که در اینجا نیز استدلال خواهد شد که آن قتل ؛  قتل عمد بوده و یا قتل سهو؛ بهمین دلیل چون در مجرای حقوقی قرار میگیرد ؛ لذا  ازاین مساله میگذرم، اما کلمه جانی را در ابعاد سیاسی مورد توجه قرار میدهم
موقعی که تصمیم گرفته میشود یک ساختمان ساخته شود؛  مصلم است که  کارگران مقصر نیستند. صاحب کار ، مهندس ، معمار و اوستا کار و بنا مقصر هستند . بدلیل اینکه کار ها برنامه ریزی شده میباشد لذا  در صورت خلاف هر یک از برنامه ریزی ها ،و روشن بودن مسئولیت ها؛ میتوان مقصر اصلی را یافت. این در زمانی مقدور است که صورت مساله را پاک نشود.  در هر کجا اشکالی بروز نمود ؛ میتوان از بد سازی  جلوگیری کرده و مقصر را معرفی کرد. لذا با  داشتن برنامه  درست و منسجم میتوان مقصر اصلی ویرانی و خرابی  را یافت و اصلاح نمود. اما اگر مسئولین اصلی بر تمامی اشکالات موجود چشم بر بندند  تا ساختمان باتمام رسد؛  دیگر نمیتوان مقصر را یافت؛ زیرا همه مسئولان اصلی مقصر میباشند. نمونه اش  وضعیت کنونی ایران میباشد . لذا چون آقای خاتمی یکی از اصلی ترین دست اندر کاران ساختمان جمهوری اسلامی میباشد  شما نمیتوانید بگوئید  مقصر نبوده است.
تا اینجا شما باید قبول کرده باشید که آقای خاتمی مقصر است ؛ برای اثبات اینکه  او جانی هم میباشد نگاهی سطحی  کنیم به وضعیت اجتماعی ایران.

با نگاهی به فجایعی که در چهل سال گذشته در این مملکت اتفاق افتاده است،
متوجه میشویم ؛ بطور مثال بیش از ۳ میلیون نفر معتاد در یک سرزمین وجود دارند. آنان تمامی آینده و شادی های نرمال زندگی را از دست داده اند، برخا" کنار خیابان میمیرند و یا از نداری و بدبختی بیماری و گرسنگی تمامی سرنوشتشان دگر گون گردیده؛ چهل سال است که این چنین میباشد؛ از چهل سال پیش تاکنون چند نفر معتاد جوانمرگ شده اند ؛ چه بچه هائی در کنار خیابان بدنیا آمده و بدلیل عدم امکانات  لاشه هایشان را در زباله دانی یافته اند؟  من فکر میکنم این یک نوع جنایت است؛ جنایتی که ظاهرا آدم کشی در میان نیست؛ حتی تعداد زیادی از همین بیچارگان نیز اعدام شده اند ؛ هنوز هم فاجعه بر جای خود است؛ آری به این میگویند جنایت سیاسی ؛ جنایتی که میلیون ها نفر انسان را تحت تاثیر خود قرار داده است ؛ تاثیرات مخربی که نسل اندر نسل  شاید باید تاوان آن را باز پردازند؛  یک ویرانگری خانوادگی و اجتماعی چه از نظر روانی و جسمی و  این  میتواند تنها محصول یک حکومت باشد که نامش رژیم اسلامیست؛ 8 سال از این فاجعه را شخصی بنام خاتمی بعنوان رئیس دولت در حق مردم جنایت کرده است.
هزاران فجایع دیگری  نیز وجود دارند  که از برشمردن آنها خود داری میکنم؛ البته هر یک از آنان  نشانگر ابعاد جنایات در رژیم   اسلامی میباشند. اما کافیست به کشته شدگان؛  اعدامیان ؛ زندانیان ، بیکاران ، فراریان، تبعیدیان که هر کدامشان این نکته را مشخص میکند که رژیم اسلامی جنایتکار است؛ نگاه کنیم . نتیجه میگیریم که  رژیم اسلامی  کاری کرده است که زندگی مردم را از حالت عادی خارج وگاها تا سرحد مرگ غیر طبیعی سوق داده؛  و برخا موجب  نابودی آینده موفقی برای آنان شده است. تا اینجا روشن شد که رژیم اسلامی جنایت کار است. اگر تا اینجای کار مساله روشن است، مابقی مساله نیز  روشن است. چرا که اگر کسی  معتقد باشد  که آقای خاتمی در این فجایع دخالتی نداشته است! ا شما نمیتواند ادعای خود را ثابت نماید؛

چرا که اگر رژیم ایران در دست احزاب بود آنگاه مقصر را میتوانستیم بیابیم و بگوئیم فرضا حزب مقابل چنین کرده است. اما در ایران احزاب وجود ندارند، لذا هر کس بهتر و قوی تر خط ولایت فقیه را پیش ببرد، او درجات برتری را تصاحب خواهد کرد. آقای خاتمی هم بهترین و بالاترین منصب را داشته است، او در خدمت به ولایت فقیه بهترین موقعیت را داشته. لذا یک جانی در دستگاه ولایت فقیه میباشد

رضا باقری  07.08.2018