جنایت سازمانیافته ، نبرد سازمانهای اطلاعاتی

 

بیژن نیابتی

 

جمال قاشقچی یا به روایت عربی خاشقچی ستون نویس روزنامه واشنگتن پست که خود سالها از اعضای عالیرتبه سازمان اطلاعاتی سعودی و مشاور شاهزاده ترکی الفیصل در موضع رئیس سازمان اطلاعاتی مذکور بوده است اول اکتبر 2018 هدف یک جنایت سازمانیافته می گردد که ابعاد ان بسا فراتر از هر تحلیل و تفسیری به آن می ماند که به یک آرایش قوای جدید در خاورمیانه بزرگ می تواند منتهی گردد. قتل جمال قاشقچی که به مثابه زلزله ای بر خاندان ابن سعود عارض شده می رود که اندک اندک کودتای نئوکانها درعربستان و آوردن محمد بن سلمان را به یک ضد کودتای گلوبالیستی تبدیل نماید که در مرکز آن از قضا همین ولیعهد جوان و نا متعادل ملک سلمان پادشاه سعودی قرار دارد. در پشت صحنه اما این ترامپ و دار و دسته جدیدش هستند که باید به سهم خود بهای بهم زدن میزهای بازی در سیاست بین المللی را بپردازند.

کودتای نئوکانها درعربستان اساسأ با هدف تعیین تکلیف با رژیم جمهوری اسلامی انجام گردید. محمد بن سلمان بیش از آنکه به بریتانیا و ایالات متحده نزدیک باشد بند نافش به اسرائیل و کلان سرمایه یهود بسته است. عربستان محمد سلمان می بایست که در نوک پیکان پروژه "رژیم چنج" در ایران قرار بگیرد و قرار هم می گیرد. تأمین مالی کل اپوزیسیون برانداز و خرده جریانات تجزیه طلب در کنار قطع سرانگشتان رژیم حاکم بر ایران در عراق و سوریه و یمن و لبنان و بحرین برعهده باند محمد سلمان و نئوکانهای حامی او در ایالات متحده و دولت حرامزاده اسرائیل قرار میگیرد و او نیز بواقع در این راستا سنگ تمام می گذارد. باند محمد سلمان تنها مسئول تأمین مالی پروژه "رژیم چنج" در ایران نیست ، مسئولیت تشکیل ناتوی عربی و تأمین مالی آن را نیز برعهده گرفته است.

دشمنی باند حاکم بر سعودی تنها با جمهوری اسلامی نیست ، دولت حامی اخوان المسلمین در ترکیه نیز هدف بوده است. اگرچه شیعیان جنوب عربستان همواره تهدیدی جدی برای حاکمیت آل سعود بوده اند اما تهدید اخوان المسلمین اساسأ از جنس دیگری است. شیعیان تنها یک تهدید امنیتی هستند ولی اخوان المسلمین یک تهدید ایدئولوژیک و آلترناتیو جناح کبوترها در پروسه آن بهار عربی کذایی بوده که شامل تجزیه خود عربستان هم می شده است. هم درگیری پرهزینه اخیر با قطر و هم جنایت استامبول اساسأ بر همین محور یعنی تضاد با اخوان المسلمین می چرخد. قاشقچی فقط یک مخالف معمولی دولت سعودی نبود بخشی از طراحی اخوان المسلمین در کادر طرح خاورمیانه بزرگ برای آینده عربستان نیز بوده است.

برای من چراغ سبزی را که گلوبالیستها برای حاکمیت جدید درعربستان روشن کرده بودند بسیار شبیه همان چراغ سبزی بود که آپریل گلاسپی سفیر وقت آمریکا در عراق در ملاقات با صدام به او نشان داده بود. گلاسپی گفته بود که مسئله کویت از نظر ما یک مسئله داخلی میان دو کشور عراق و کویت است و ایالات متحده بنا ندارد که در این موضوع مداخله کند ! سکوت دولتهای اروپایی در مقابل سیاست رعب و وحشت محمد سلمان و دستگاه اطلاعاتی تحت مسئولیت او در کشورهای اروپا و ربودن مخالفان او هیچ معنایی جز همین چراغ سبز را به ذهن تداعی نمی کند. کم نبودند مخالفانی که در دوسال گذشته توسط مأموران سعودی ربوده و به عربستان بازگردانده شده بودند. فقط ظرف یکسال گذشته یک قلم سه نفر از شاهزادگان سعودی که مقیم کشورهای اروپایی بودند ربوده شده و به ریاض برده شده بودند. تنها شاهزاده خالد بن فرحان که مقیم آلمان است در اروپا باقی مانده است. شاهزاده ترکی السلطان را با وعده و وعید و با یک هواپیمای خصوصی از لندن به مقصد قاهره سوار می کنند ولی هواپیما از ریاض سر درمی آورد. نه صدای دولت فخیمه درمی آید و نه هیچکس دیگر ! هنوز که هنوز هم از سرنوشت آنان اثری بر جای نیست و دولت سعودی نیز تا کنون خود را ملزم به پاسخگویی ندیده است.

سفر دونالد ترامپ به عربستان و رقص شمشیر و پز دادن جلوی دوربینها درحالیکه دستش را با ملک سلمان بر روی کره زمین گذاشته بود امر را بر حاکمیت سعودی مشتبه کرده بود که با کارت سبز دولت ترامپ که برای آن البته میلیاردها دلار هم هزینه کرده بود قادر به انجام هرغلطی درمنطقه خواهند بود. از جنایت علیه بشریت در یمن گرفته تا تأمین مالی و تسلیحاتی سلفیسم وحشی در سوریه و تا حبس و تهدید و سلاخی مخالفین حتی در خارج از مرزهای خودی .

خانواده قاشقچی که از یهودیان مقیم قیصریه در خاک عثمانی بوده و بعدها به مدینه رفته اند از سالهای دور در کنار خانواده بن لادن در شمار خانواده های درون سیستم حاکم در عربستان بوده اند . جمال خود همکلاس و همبازی اسامه بن لادن و هر دو بعدها در ارتباط با سازمانهای اطلاعاتی عربستان ، بریتانیا و ایالات متحده قرار دارند. "عدنان قاشقچی" تاجر معروف سلاح در داستان ایران گیت عموی او و "سمیرا قاشقچی" مادر دودی الفاید دوست پسر لیدی دیانا عمه او بوده اند. او سالها در خدمت رژیم سعودی چه بعنوان مشاور شاهزاده ترکی الفیصل در سازمان اطلاعاتی عربستان و چه در کادر رسانه ای و به عنوان سردبیر رسانه های حکومتی از جمله روزنامه الوطن انجام وظیفه می کرده است. آمدن قاشقچی به عنوان ستون نویس به روزنامه واشنگتن پست به مثابه یکی از مهمترین ارگانهای دولت پنهان در ایالات متحده نشاندهنده جایگاه جمال قاشقچی در میان گلوبالیستهای درون جناح کبوترهاست.

اخوان المسلمین و گلوبالیستهای حامی آن با جمال قاشقچی بدنبال شکل دادن یک آلترناتیو به اصطلاح دمکراتیک و فدرال برای عربستان چهارتکه شده آینده بوده اند و رژیم سعودی نیز بخوبی بر این واقعیت آگاه بوده است. دولت ترکیه نیز به مثابه قدرتمندترین دولت اخوان المسلمین در کنار قطر، مدعی رهبری اسلام مدره از نوع سنی آن و رقیب جدی اسلام بنیادگرای سنی و وهابیت در جهان اسلام می باشد. جنایت استامبول هر دوی آن‌ها را هدف گرفته بود. به همین دلیل هم بود که سفارتخانه های عربستان در آمریکا و انگلیس قاشقچی را به کنسولگری خود در استامبول رجوع داده بودند.

قرار بود که مسئولیت ناپدید شدن قاشقچی در ترکیه روی دولت طیب اردوغان خراب شود. اینکه دولت ترکیه اپوزیسیون بسیاری از کشورهای خاورمیانه از عراق و سوریه گرفته تا مصر و افغانستان و همین عربستان را در خاک خود پذیرایی کرده و می کند اصلأ راز پنهانی نیست. طرح کشتن قاشقچی اگر به موفقیت می انجامید پرستیژ ترکیه در رابطه با حفاظت از جریانات نزدیک بخود در اپوزیسیون کشورهای عربی از اساس به زیرعلامت سوآل می رفت. از آن مهمتر خراب شدن این جریان روی ترکیه می بایست دست دولت ترامپ را در مقابله با اردوغان بر سر بازپس گرفتن راهب "اندرو برانسون" پر کرده و کفه دولت ترکیه که بشدت از سوی دولت آمریکا در رابطه با آزادی برانسون زیر فشار بود را بازهم سبکتر نماید.

اما سازمان اطلاعاتی ترکیه "میت" ازهمان ابتدا در جریان ماوقع قرار دارد. آنها حتی بر روی کنسولگری عربستان شنود نیز گذاشته اند اگرچه نه کسی در ترکیه به چنین چیزی اشاره می کند و نه دولت ترکیه هرگز چنین اتهام پرهزینه ای را خواهد پذیرفت. به باور من خود قاشقچی هم با اطلاع و نظارت "میت" وارد کنسولگری می شود. با اینحال تصور آنها اینست که سعودیها قصد ربودن قاشقچی را دارند و قرار است که همه را به هنگام خروج از ترکیه دستگیر و توظئه را خنثی کنند. به عقل هیچکس اما قد نمی دهد که دولت سعودی چنین ابلهانه قصد کشتن و فطعه قطعه کردن قاشقچی در کنسولگری خودش را داشته باشد. آخر از هر طرف که به قضیه نگاه کنی بیشتر به یک شوخی کودکانه می ماند تا یک واقعیت دهشت انگیز !

همزمان قضاییه ترکیه در 12 اکتبر یعنی ده روز پس از واقعه کنسولگری، اندرو برانسون که به اتهام جاسوسی و همکاری با تروریسم با تقاضای 35 سال زندان محاکمه می شد را آزاد می کند. دو شاهد مخفی که بخش اعظم اتهامات را به برانسون وارد کرده بودند به ناگهان شهادت خود را پس می گیرند و برانسون علیرغم شوک وارده به طرفداران اردوغان با سلام و صلوات به نزد ترامپ فرستاده می شود. آزادی او رابطه خراب شده با ترامپ را موقتأ ترمیم کرده و فضا را برای تمرکز دولت او بر روی جنایت استامبول باز می کند. اندرو برانسون که نزدیک به یک ربع قرن در شهر ازمیر در ترکیه ساکن بوده است یک میسیونر مذهبی متعلق به اوانجلیستها یا مسیحیان صهیونیست می باشد. او که از هفت اکتبر 2016 در زندان ترکیه بسرمی برد در ماه های اخیر همواره یکی از موضوعات پر اهمیت در رابطه دولت ترامپ با حکومت اقتدارگرای طیب اردوغان در ترکیه بوده است. با آزادی پر هزینه او طیب اردوغان توپ را موقتأ به زمین ترامپ می فرستد.

تا اینجای کاردولت و میت ترکیه بازی را برده اند. آنها موفق می شوند که نارنجکی را که سازمانهای اطلاعاتی مقابل بسمتشان پرتاب کرده بودند را پیش از انفجار به سنگر خود آنها بیاندازند و نارنجک هم درست در دامن محمد سلمان و دولت سعودی منفجر می گردد. به ناگهان شرق و غرب عالم برعلیه دولت عربستان بسیج می شوند و فشار بر روی دونالد ترامپ برای موضع گیری علیه نان دانیش هر روز بالاتر می رود. دولت ترکیه با خونسردی به انتظار می نشیند و بدون اینکه خود اعلام موضع کند هر روز اطلاعات جدیدی را در این رابطه از طریق مطبوعات وابسته به خود افشا و فشار را بر روی سعودیها افزالش می دهد. نهایتأ پس از هفده روز دولت عربستان رسمأ قتل جمال قاشقچی در کنسولگری خود را می‌پذیرد اما هرگونه اطلاع خود از جنایت استامبول را تکذیب می کند. از اینجا به بعد باید که مستقیمأ بر روی خود ولیعهد تمرکر کرد.

دولت ترکیه دوباره به سیاست اطلاع رسانی قطره‌ای از طریق مطبوعات نزدیک به خود ادامه می دهد. روزنامه شفق نو چهار تماس تلفنی "ماهر عبدالعزیز مطرب" محافظ شخصی ولیعهد که همراه با تیم 15 نفره عملیاتی به ترکیه آمده بود را با رئیس دفتر محمد سلمان در روز دوم اکتبر افشا می کند. مطرب یکبار هم در همان روز با خالد بن سلمان برادر ولیعهد و سفیر عربستان در آمریکا تماس گرفته است.

صبح سه شنبه رئیس جمهورترکیه همانگونه که از قبل اعلام شده بود قرار بود که کل معمای قتل قاشقچی را در مقابل دوربین تلویزیونهای دنیا که مشتاقانه به صف ایستاده بودند به تمام و کمال افشا کند. اردوغان البته همانطور که انتظار می رفت هیچ چیز بیشتر از آنچه که تا کنون در مطبوعات ترکیه منتشر شده بود نگفت و به سیاست خبررسانی قطره ای با هدف معاملات آینده و امتیازگیری های محتمل از دار و دسته ترامپ و همینطور دولت سعودی و شخص ملک سلمان ادامه داد با این تفاوت که تمامی آنچه را که دولت تا کنون بطورغیررسمی و ازطریق رسانه ها افشا کرده بود اردوغان رسمأ اعلام کرد. البته تردیدی نیست که در دست طیب اردوغان و سازمان اطلاعاتی تحت امرش مدارک بسا بیشتری از آنچه او امروز بیان کرد موجود می باشد که می تواتد موضوع معاملات آینده باشد.

اما به باور من انچه که محور اساسی صحبتهای اردوغان بود تأکید او بر یک مسئله بسیار مهم بود و آن سازمانیافته بودن جنایت در کنسولگری عربستان بود. اگر دولت ترکیه اثبات کند که جنایت استامبول با آمریت محمد سلمان و با طرح و نقشه از پیش تعیین شده انجام گردیده راه را برای رفتن پرونده تا شورای امنیت سازمان ملل و از آنهم مهمتر تا تریبونال بین المللی و محاکمه محمد سلمان باز خواهد کرد که این البته هیچ معنایی به جز برکناری او و پیروزی ضد کودتا در مرکز حاکمیت سعودی نخواهد داشت. ملک سلمان البته تا به آخر بر ولیعهدی پسرش پای خواهد فشرد چرا که تغییر و برکناری ولیعهد بیشتر به تغییر رژیم در عربستان و برباد رفتن نقشه های ترامپ و دار و دسته اش می ماند و این اصلأ ساده نخواهد بود. حداقل تا روزی که دونالد ترامپ در کاخ سفید می باشد.

محمد سلمان به جای آنکه به پای جمال قاشقچی شلیک کند شقیقه خود را هدف گرفته است . جنایتکاران حاکم بر ایران می توانند عجالتأ نفسی براحتی بکشند و نوبت خود را باز به انتظار بنشینند.

 

 

                                                                                                   بيژن نيابتی ، دوم آبان 1397

 

 

 

   niabati.blogspot.com                سایت  بیژن نیابتی                        

   bijanniabati@hotmail.com     ای میل بیژن نیابتی