http://www.kanoonm.com/3160

 

بازار کساد پوشاک و کارگران دوزنده­ای که میان فاکتورهای کارفرما و فروشندگان له می­شوند

سمیرا قنبرنژاد

تاثیرات منفی اقتصاد ورشکسته و رو به زوال ایران دامن بازار پوشاک را هم در امان نگذاشته است. در این آشفته بازاری که کارفرمایان از یک سو و فروشندگان از سویی دیگر به دنبال سود حداکثری هستند، کارگران دوزنده، اما، سهمشان تنها دستمزد کمتر، هزینه­های بیشتر، و در نهایت، فشار چندین برابر زندگی است.

 با افزایش نرخ ارز، وارد کنندگان بر قیمت پارچه­های وارداتی خود که به دلیل گرانی بیش از اندازه پارچه­های ژاپنی و ترک عمدتاً پارچه­های بی­کیفیت چینی و اندونزیایی هستند افزوده­اند. تولیدکنندگان به طور متوسط200 درصد پارچه­های مورد نیاز خود را گران­تر از قبل می­خرند، و این افزایش قیمت را به همراه افزایش دیگر هزینه­های تولید، به قیمت تمام شده پوشاک و فاکتور نهایی­ای که برای فروشنده می­فرستند اضافه می­کنند. از سوی دیگر، فروشندگان نیز برای حصول سود حداکثری، افزایش قیمتی چندین برابرِ سود همیشگیشان به برچسب­ قیمت لباس­ها وفاکتورهای فروش تحمیل می­کنند. علی رغم تمام این افزایش­ها، سوی دیگر این معادله دستمزد کارگران است که در بهترین حالت بدون تغییر باقی مانده است.

از آنجایی که این تولیدات پوشاک با کیفیت متوسط و بعضاً پایین برای اقشار به لحاظ اقتصادی متوسط و ضعیف هستند و محصولات گران قیمت مزون­ها و فروشگاه­های لوکس نیستند که همواره مشتری­های خاص خود را دارند، خریدشان در این وضعیت بحران اقتصادی دیگر در توان اقشار متوسط و کم درآمد جامعه نیست. بر همین اساس، بخش زیادی از این پوشاک به عنوان مرجوعی از فروشگاه برای تولیدکننده بازپس فرستاده می­شود. اتفاقی که در پی آن می­افتد این است که تولید کننده برای کاهش این زیان و جبران خسارات ناشی از مرجوع شدن کالاها، تولیدش را کاهش می­دهد. به دلیل آنکه میزان دستمزد کارگران دوزنده بر مبنای تعداد دوخت محاسبه می­شود، در پی این کاهش تولید، درآمد کارگران نیز به نصف کاهش یافته­ است. همه این­ها در حالیست که هزینه­های زندگی کارگران نیز در این وضعیت ورشکستگی اقتصادی و تورم فزاینده چندین برابر شده است و کارگران دیگر قادر به برآوردن نیازهای اساسی زندگی خود و خانواده­هایشان نیستند. از طرفی با وجود خیل عظیم ارتش ذخیره کار اعتراضی هم نمی­توانند بکنند زیرا هرگونه اعتراضی مساویست با بیکاری و از دست دادن همان حداقل دستمزد.

تمام این معضلات ناشی از ورشکستگی اقتصادی شامل حال کارگرانی که ابزار ابتدایی تولید را در اختیار دارند نیز می­شود. زیرا در این صنف به طور سنتی این گونه ابزارها مانند انواع سوزن، انواع تیغ و قیچی، روغن چرخ، هزینه تعمیر دستگاه­ها و هزینه خرید نخ، که از دوکی 2500 تومان به 10000 تومان افزایش یافته است، بر عهده خود کارگر است. همچنین پیش­پرداخت­ها از 70 درصد به 50 درصد، با چکهای طولانی مدت، تنزل کرده است.

به منظور جبران کاهش حقوق ماهانه، کارگران ناچارند مدت روزانه کارشان را که به طور معمول دوازده ساعت در روز است افزایش دهند، در روزهای تعطیل هم کار کنند، و نیز از چندین تولیدکننده سفارش کار بگیرند. البته این سعادت بیگاری نصیب هر کارگری هم نمی­شود؛ آنقدر قیمت تمام شده پوشاک زیاد شده است که فروشندگان برای جلب مشتری تنها به دنبال تولیدات بسیار خوش­دوخت هستند. از این رو، کارفرمایان ترجیح می­دهند کل حجم تولید را به دستان ماهر کارگران باتجربه بسپارند و کارگران غیرماهر به کناری گذاشته می­شوند. در ماه­های اخیر، برخی از کارفرمایان با سوءاستفاده از بیکاری فراگیر و عجز کارگران، پالتوها و دیگر پوشاک پرکار و سنگینِ متعلق به فصول سرد سال را، که معمولاً دستمزدِ دوختِ بیشتری دارند، با دستمزدِ دوخت بسیار کمتر به دوزندگان سفارش دوخت می­دهند و مطمئن هستند کارگرانی که به دلیل کاهش حجم تولید و سفارش دوخت ساعات زیادی را بیکار شده­اند، مجبورند برای تامین معاش خود و خانواده­هایشان  آن را ­بپذیرند.

 کارگاه­های دوزندگی عمدتاً در جنوب تهران، شهرری، عبدل آباد، چهاردانگه (بیشتر شلوار جین دوز­ها)، افسریه، مولوی و ورامین واقع اند. 70 درصد کارگران افغانستانی هستند و سنشان از 15 سال به بالاست. کارگران کوچک­تر برای پادویی و کارهای جانبی مانند اتوکشی به استخدام در می­آیند. تولیدات این کارگاه­ها در نقاط مختلف تهران از بازار بزرگ و میدان هفت تیر تا خیابان پیروزی و میدان امام حسین به فروش می­رسند. شایان ذکر است که این کارگاه­ها، کارگاه­هایی شناخته شده در سطح تهران هستند و ممکن است حداقل­هایی از نظارت و قانون کار در آن­ها رعایت شود. کارگاه­های زیرزمینی و غیرقانونی نیز وجود دارند که در برخی از آن­ها پوشاکِ با کیفیت نازل برای شهرستان­ها تولید می­شود. در این کارگاه­ها است که با پدیده کودکان کار، سوءاستفاده از کودکان کم سن و وفور نقض قانون در مورد آن­ها مواجه هستیم.

سوءمدیریت در حوزه اقتصاد، که بحران اقتصادی حال حاضر را به وجود آورده، بر تمام کسب و کارها تاثیرات منفی خود را گذاشته است. در این میان، اما، کارگران، که پیش از این هم حداقل دستمزدشان چندین برابر زیر خط فقر بود، به دلیل تورم افسار گسیخته و افزایش اجاره­بها بیشترین آسیب را می­بینند و وضعیت زندگیشان مانند وضعیت اقتصادی کشور به حالت بحرانی درآمده است. کارگرانی که در گرگ و میش صبح وارد زیرزمین کارگاه می­شوند و در تاریکی غروب با ستون فقراتی دردناک از ساعت­ها پشت چرخ نشستن و چشمانی ضعیف از ریزه­کاری­های خیاطی از زیرِ زمین بیرون می­آیند و فردا روز از نو، ولی روزی همان کهنه ناکارآمد همیشگی. آفتاب هم از این کارگران دریغ شده است و حتی قادر به خرید پوشاکی که خود می­دوزند نیستند و هنر دستانشان سرمست از گرمای نور خورشید در پشت ویترین­ فروشگاه­های میدان هفت تیر به آنان فخر می­فروشد.